ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٨ - حيله گرىها و مكرپردازيها در برابر واقعيات ، كفهاى ناپايدارند
فرزند ابي طالب ورزيده شده است عاليترين و انسانىترين عشق بوده است كه انسانها شنيدهاند و هيچ معشوقى اين همه عشاق فراوان نداشته است . كجا رفت نقشه كشىهاى معاويه و معاويه پرستان چه شد پايان كار حيله گريهاى امثال معاويه كه چند روزى باتمام خوشحالى ، رو به صفتى نابكارانه را كياست و فراست و هشيارى و زيركى ناميدند و مشغول دريدن اصول و مبانى عالى انسانيت گشتند و رفتند و براى ديدن سرنوشت نهائى حيات خود زير خاك تيره بانتظار روز داورى آرميدند ، داورى آن خداوند بزرگ كه خود شاهد تبهكاريها و پليديهاى مجرمان و معصيت كاران مى باشد . آرى كفهاى ناپايدار مى روند و شخصيت فرزند ابي طالب كه براى مشتاقان « حيات معقول » سودمند است پايدار مى ماند .
( أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِها فَاحْتَمَلَ السَّيْلُ زَبَداً رابِياً وَ ) [١] ( اما كف در حالى كه پوچ است مى رود و آنچه كه بر حال مردم سودمند است در روى زمين پايدار مى ماند ) .
آنچه كه واقعا جاى تعجب است اينست كه با اين كه حيله گران و فريبكاران جوامع شنيدهاند كه هرگونه حيله گرى و دغلبازى دير يا زود فاش مى شود و تاكنون هيچ نتيجه و ثمرى قابل توجه نداشته است و هر چه را كه در اين روش مكارانه ، سكنجبين انگاشتهاند ، موجب زيادى صفرا بوده و آنچه را كه روغن بادام خيال كرده ، و بكار بستهاند موجب قبض شده و هر چيزى را كه آب گمان كردهاند ، مانند نفت باعث شعله ور شدن آتش گشته است ، با اين حال دست از مكرپردازى و حيله گرى بر نداشتهاند و هر روزى كه مى گذرد بر دردهاى بشرى مى افزايند ، با اين حال با تمام پرروئى و خود را به فراموشكارى زدن ، راههاى تازه ترى را براى مبارزه با حق و واقعيت كشف مى كنند و بكار مى برند .
[١] الرعد آيه ١٧ .