ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٥ - تو چنان باش كه مى خواهى ، اما من حيات بى تعهد را مرگى پست مى دانم
سپرى نمى كند ، جز پديدهء اختيار كه وى در صرف قدرت خود در كارهاى آزاد دارا مى باشد ، تحت مشيت الهى قرار دارد ، و او نمى تواند حتى يك لحظه از زندگى خود را و واقعياتى را كه زندگى در پهنهء آنها حركت مى كند ، موجود يا معدوم بسازد . اين موجود چطور به خود حق مى دهد كه دست از اين جريان سرنوشتساز و تعيين كنندهء كيفيت حيات ابدى بشويد و آنرا در اختيار دارندگان انسان نما قرار بدهد امير المؤمنين مى فرمايد : آنچه كه به من مربوط است و من بايد با كمال احساس تعهد آنرا انجام بدهم ، اينست كه روياروى تبهكاران ضد انسان بايستم و از تجاوز آنان به حيات و حقوق انسانها جلوگيرى كنم ، اين دستور خداى من است كه بوسيلهء وحى بر پيامبر اكرم و عقل و وجدانى كه خدا بمن داده است ، دارم و بايد به آن عمل كنم و اما اين كه خداوند متعال در همهء اين جريانات چه مشيتى دارد و اسرار پشت پردهء اين امور چيست ، او مى داند و مربوط به مشيت او است و بس . ٣٢ ، ٣٧ - أيّها النّاس إنّ لي عليكم حقّا و لكم عليّ حقّ : فأمّا حقّكم عليّ فالنّصيحة لكم و توفير فيئكم عليكم و تعليمكم كيلا تجهلوا و تأديبكم كى ما تعلَّموا ( اى مردم ، حقى من بر شما دارم و حقى شما بر من داريد : اما حق شما بر من : خيرخواهى در بارهء شما و تنظيم و فراوان نمودن بيت المال براى تهيّهء معيشت سالم براى شما و تصدى بر تعليم شما كه از جهل نجات پيدا كنيد و تأديب شما كه علم همهء سطوح شخصيت شما را بسازد ) .
حقوقى كه مردم يك جامعهء اسلامى بر زمامدار خود دارند
حقوقى كه مردم يك جامعهء اسلامى بر زمامدار خود دارند :
حق اول - خيرخواهى در بارهء مردم جامعه
حق اول - خيرخواهى در بارهء مردم جامعه حق اول كه مردم جامعهء اسلامى بر زمامدار خود دارند ، خير خواهى