ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٤ - تو چنان باش كه مى خواهى ، اما من حيات بى تعهد را مرگى پست مى دانم
اين همه واقعيات ، قدرت اثبات تعهد بر جريان مطابق قانونى كه آنها را بارور بسازد ، ندارد اگر ندارد ، آن همه عظماى بشرى كه توانستهاند با درجات و كيفيات مختلف ، با استناد به تعهد آنها را بارور بسازند ، از آسمان باريدهاند يا از زمين روييدهاند و اگر قدرت اثبات تعهد را دارند ، چرا به راه نمى افتيد شما اين حيات را كه تحت مشيت مستقيم الهى از گذرگاه قوانين شگفتانگيز طبيعت عبور كرده و از دروازهء ورود باين دنيا تا خروج از آن ، محاسبات دقيق خود انسانها هم بآن اضافه شده است بچه كسانى مى سپاريد مسلما مى دانيد كه بروز پديدهء حيات در اين كرهء خاكى و ادامهء وجود آن در مجراى تغييرات مستمر و مختصاتى كه دارد شگفتى همهء دانشمندان و متفكران را بر خود جلب كرده است ، در صورتى كه همهء كارها و تفكرات آنان تنها در توصيف سرگذشت و جريان اين پديده صورت گرفته است ، بدون اين كه كارى با چون و چراهاى عميقترى داشته باشند ، يعنى همهء آن فعاليتها و صرف انرژيهاى فكرى حاصلى جز بيان محدودى از جريان اين پديده نبوده است ، عدم اعتراف بعضى از اين متفكران به وجود خالق و گردانندهء اين پديدهء شگفتانگيز غالبا مستند به شرايط ذهنى و توقعاتى است كه از وجود دارند ، مانند محسوس بودن و غير ذلك . بنظر مى رسد آنان نيز با مغزهاى مقتدرى كه دارند ، يك شهود غير قابل توصيف را در بارهء بوجود آورنده و اداره كنندهء اين حيات در درون خود دارا مى باشند و الا هرگز نخواهند توانست رابطهء نمودهاى متغير حيات را با ثابتهاى آن ، تفسير صحيح نمايند . بالاخره پس از آنكه حيات از كانال نر و ماده مى گذرد و وارد صحنهء زندگى مى گردد ، عواملى فراوان موجب مى شود كه انسان را از موقع ورود تا خروج از دروازهء زندگى كه مرگ ناميده مى شود ، تحت محاسبات الهى و عاطفى و عقلانى و فردى و اجتماعى قرار بدهد . در اين جريان بزرگ كه هر انسانى بيش از يك بار آنرا