ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٥٠ - آرى ، چنين بود على بن ابي طالب عليه السلام
امتيازيست كه خداوند بمن عنايت فرموده است ) .
٩٥ - و لقد قبض رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم و أنّ رأسه لعلى صدرى و لقد سألت نفسه فى كفّى فأمررتها على وجهى و لقد ولَّيت غسله صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم و الملائكة اعوانى فضجّت الدّار و الأفنية ملأ يهبط و ملأ يعرج و ما فارقت سمعى هينمة منهم يصلَّون عليه حتّى و اريناه فى ضريحه فمن ذا احقّ به منّى حيّا و ميّتا [١] ( پيامبر اكرم از دنيا رفت در حالى كه سر او روى سينهء من بود ، روح او در حالى كه من او را در دست داشتم براى پرواز بحركت در آمد ، من آنرا بصورتم كشيدم و من غسل او را بعهده گرفته بودم و فرشتگان براى من كمك مى كردند ، خانه و ديوارها به فرياد در آمدند ، گروهى از فرشتگان پايين مى آمدند و گروهى ديگر بالا مى رفتند ، هنوز صداهاى آهستهء آنان كه بر پيامبر درود مى فرستادند ، از گوشم نرفته است ، تا آن گاه كه آن حضرت را در قبرش دفن كرديم ، بنا بر اين كيست شايسته تر از من براى او چه در حال حياتش و چه بعد از حياتش ) .
پيامبر خدا آخرين نفسهاى خود را روى سينهء من برآورد و جان خود را كه بزرگترين وديعهء الهى در اين دنيا بود در روى دست من به جان آفرين تسليم نمود . من اولين كسى بودم كه دعوت او را به دين اسلام پذيرفتم و آخرين كسى بودم كه پرواز طاير قدسى جانش را مشاهده كردهام ، در ميان اين آغاز و انجام هرگز از شعاع سازندگى او دور نبودهام ، آيا با اين حال كسى سزاوارتر از من به او وجود دارد ٩٦ - فو اللَّه الَّذى لا اله الَّا هو إنّى لعلى جادّة الحقّ و أنّهم لعلى مزلَّة الباطل اقول ما تسمعون و أستغفر اللَّه لى و لكم [٢] ( سوگند بخدائى كه جز او خدائى
[١] خطبهء ١٩٥ ص ١٩٧ .
[٢] خطبهء ١٩٥ ص ١٩٧ و ١٩٨ .