ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٠١ - آرى ، چنين بود على بن ابي طالب عليه السلام
چگونه مى توان براى كسانى كه عشقهاى مجازى و رنگپرستى ، ارواح آنانرا بيمار كرده است توضيح داد كه :
< شعر > شاد باش اى عشق خوش سوداى ما اى طبيب جمله علتهاى ما اى دواى نخوت و ناموس ما اى تو افلاطون و جالينوس ما < / شعر > بهمين دليل است كه جويندگان شناخت انسان و عظمتهاى او مجبورند ماهيت يا مختصات اين اعتلاى روحى را از زبان خود آن انسانهاى كامل بشنوند ، چنانكه بايد عشق حقيقى و اوصاف آنرا از خود عشق پرسيد :
< شعر > عشق امر كل ما رقعه اى ، او قلزم و ما قطره اى او صد دليل آورده و ما كرده استدلالها < / شعر > اين اعتلاى روحى را نمى توان با قالبهاى عقل نظرى و ارادههاى متعلق به امور مطلوب حيات طبيعى محدود ساخت ، اين عقل نظرى < شعر > عقل بند رهروانست اى پسر آن رها كن ره عيانست اى پسر < / شعر > وقتى كه عقل نظرى بندى بر پاى رهرو باشد ، دلش فريبنده و جانش حجاب مى گردد .
< شعر > عقل بند و دل فريبا جان حجاب راه از اين هر سه نهانست اى پسر عشق كار نازكان نرم نيست عشق كار پهلوانست اى پسر عشق را از كس مپرس از عشق پرس عشق خود خورشيد جانست اى پسر ترجمانى منش محتاج نيست عشق خود را ترجمانست اى پسر < / شعر > بهمين جهت است كه مولوى علاقهء شديدى نشان مى دهد باين كه خود على بن ابي طالب ( ع ) مقدارى در بارهء آنچه كه مى بيند با ما گفتگو كند :
< شعر > راز بگشا اى على مرتضى اى پس از سوء القضا ، حسن القضا اى على كه جمله عقل و ديده اى شمه اى واگو از آنچه ديده اى < / شعر > مقدمهء سوم - يك اصل بسيار مهم و ارزنده اى در فعاليتهاى عالى روانى وجود دارد كه براى توضيح على ( ع ) از ديدگاه على ( ع ) متذكر مى شويم . اين