ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٩٩ - راهى را پيش بگيريم كه آفرينندهء راه و مقصد معين كرده است
آن حكمفرما است ، و با نظر به يك هدف اعلا براى اين جهان كه بدون پذيرش آن ، هيچگونه جهان بينى همه جانبه اى وجود نخواهد داشت و با نظر به قانون عمل و عكس العمل ، واقعىترين مطلبى است كه هيچ فلسفه اى نمى تواند آن را ناديده بگيرد . بنا بر اين منطق قرآن ، همهء انسانها در راه و مشغول حركت رو به مقصدى مى باشند . پس از اين مقدمه ، مى پردازيم به گروه بندى آيات مربوط به سبيل .
گروه يكم - مى گويد : راهى كه خدا به وسيلهء پيامبران و عقول سليم و وجدانهاى پاك ، پيش پاى بشر گسترده است ، راه رشد است : ( وَقالَ الَّذِي آمَنَ يا قَوْمِ اتَّبِعُونِ أَهْدِكُمْ سَبِيلَ الرَّشادِ ) [١] و آن شخصى كه ايمان آورده بود [ به قوم خود در مصر ] گفت : اى قوم من ، از من پيروى كنيد ، من شما را به راه رشد هدايت ميكنم . ) ( وَأَنَّا مِنَّا الْمُسْلِمُونَ وَ ) [٢] ( هر كس كه اسلام را پذيرفته است ، آنان با كوشش و تكاپو رشد را دريافتهاند ) گروه دوم - كفر و انحراف از مسير كمال ، راه ضلالت است : ( وَمَنْ يَتَبَدَّلِ الْكُفْرَ بِالإِيمانِ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبِيلِ ) [٣] ( هر كس كه ايمان را به كفر مبدل بسازد ، از راه معتدل گمراه و منحرف گشته است ) ( فَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ مِنْكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبِيلِ ) [٤] ( پس هر كسى از شما پس از اين كفر بورزد از راه معتدل گمراه و منحرف گشته است . ) ( قُلْ هَلْ أُنَبِّئُكُمْ بِشَرٍّ مِنْ ذلِكَ مَثُوبَةً عِنْدَ الله مَنْ لَعَنَه الله وَغَضِبَ عَلَيْه وَجَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَالْخَنازِيرَ وَعَبَدَ الطَّاغُوتَ أُولئِكَ شَرٌّ مَكاناً وَأَضَلُّ عَنْ )
[١] غافر آيه ٣٨
[٢] الجن آيه ١٤
[٣] البقرة آيهء ١٠٨
[٤] المائده آيه ١٢