ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٩ - تفسير عمومى خطبهء بيست و يكم
در محاصرهء منظومههاى كيهانى قرار گرفته ، نقاط حركت و روز و شب و تيرماه و دىماه يكى پس از ديگرى از جلو ديدگان ما عبور ميكنند و از فردا به امروز و از امروز به ديروز مى خزند و براه خود مى روند ، چونان علل و معلولات كه با روابط قانونى دنبال هم در جريان مى فتند و براه خود مى روند . وقتى كه علتى به وجود آمد ، در حقيقت معلولش هم به وجود آمده است . فعاليتهاى حيات انسانها در اين كيهان بزرگ عللى است كه معلولات خود را در بردارند ، اين معلولات براى ما انسانها كه در رودخانهء ممتد زمان در حركتيم ، در دنبال علتها قرار گرفته است ، ولى با نظر به كل مجموع هستى ، همهء آن علل و معلولات در واقع تحقق يافته و براى ما تدريجا گسترش مى يابد : شيخ محمود شبسترى مى گويد :
< شعر > تعالى اللَّه قديمى كاو به يك دم كند آغاز و انجام دو عالم < / شعر > تعبير « تحدوكم » در كلام امير المؤمنين عليه السّلام ، داراى عاليترين نكته ايست كه مطلب فوق را توضيح مى دهد . حدى بمعناى آوازيست كه ساربان براى شتران خود مى خواند و آنان را براى حركت مطلوب تشويق مى نمايد .
دريافت روز مشاهدهء نتايج حيات مانند آواى محرك و جدى ، كاروان بشرى را كه رو به قلمرو آينده دارند ، هشدار مى دهد كه اين حركت پر تلاش و پر معنا و اسرار آميز رو به مقصد بسيار والائى است كه نمى توانيد آن را با اصطلاحات فريبندهء « نمى بينم » و « كه رفت به دوزخ و كه آمد ز بهشت » و « استبعاد تركيب جديد استخوانهاى پوسيده » ناديده بگيريد ، زيرا دريافت اين كه « بازى به اين درازى » چنانكه گفتيم از اصيلترين دريافتهاى درونى ما است كه همراه با يك دليل علمى و فلسفى نيز ميباشد :
< شعر > روزگار و چرخ و انجم سر بسر بازيستى گرنه اين روز دراز دهر را فرداستى < / شعر > ناصر خسرو