ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٨ - تفسير عمومى خطبهء بيست و يكم
هيچ متفكر و نابغه اى نتوانسته است ادعا كند كه من كل جهان هستى را بررسى نموده ، نظم و قانون را در آن حكمفرما ديدهام . بعبارت كلىتر مى توان گفت : هيچ يك از دريافتهاى فوق مستند به مشاهدهء عينى نمى باشد ، با اين حال چنانكه گفتيم انكار واقعيت و اصالت آنها مساوى انكار انسان ميباشد .
دريافتى را كه در شمارهء چهاردهم مطرح كرديم ، اثبات كنندهء غايت و هدف اعلاى جهان هستى است كه در پيش روى ما است و هر لحظه از زندگى ما كه مى گذرد ، گامى بآن غايت و هدف نزديك مى شويم .
اگر كسى به خود اجازه بدهد كه در اصالت دريافت مزبور ترديدى به خود راه بدهد ، او به خود اجازه مى دهد كه همهء عالم هستى را بازيچهء و همهء فداكارىها و گذشت از خودها را كه ميليونها انسان سرتاسر تاريخ را در راه پيش برد تكامل و دفاع از حيات انسانها فرا گرفته است جز حماقت و جهل چيز ديگرى تلقى نكند < شعر > روزگار و چرخ و انجم سر بسر بازيستى گرنه اين روز دراز دهر را فرداستى < / شعر > ناصر خسرو قباديانى ٣ - وَانَّ وَرائَكُمُ السَّاعَةَ تَحْدُوكُمْ ( آغاز ابديت كه ساعتى پايان ساعتها است ، شما را از پشت سر ميراند ) واقعيت روز مشاهدهء نتايج حيات ، چنان محقق و حتمى است ، كه گوئى مانند يك عامل موجود دنبال شما افتاده و شما را به ورود در آن صحنه ميراند گمان مبريد كه روز مشاهدهء نتايج حيات كه اوراق زندگى انسانها را در برابر ديدگانشان باز خواهد كرد ، روزيست كه پس از ميليارد ميلياردها روز و شب فرا خواهد رسيد و هر كسى آنچه را كه كشته است درو خواهد نمود .
اصلا شما با يك نظر والاترى نمى توانيد روز معاد را با عنوان « فردا » توصيف نماييد ، زيرا تعاقب و توالى روزها و شبها براى ما خاك نشينان است كه