ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٩٨ - دليل امتناع امير المؤمنين عليه السلام از كيفر دادن ابن ملجم
امير المؤمنين عليه السلام [١] به ركوع رفت و سپس سجده كرد . من به او نگريستم ، او سر خود را در حال سجده به جهت جريان خون از نقطه كه خونين مى شد به نقطهء ديگر حركت مى داد . سپس براى ركعت دوم برخاست و قرائت را مختصر كرد و بعد نشست و تشهد را خواند و سپس سلام گفت و به ديوار مسجد تكيه كرد ) شگفتا ، پس از ورود ضربتى كه آن انسان الهى را تا سرحد شهادت رسانيد ، نماز را قطع نمى كند از طرفى ديگر جريان خون مهلتى نمى دهد كه ذكر سجده ( سبحان - ربى الاعلى و بحمده ) تمام شود ، محل سجده غرق در خون مى گردد و آن دلباختهء رب اعلى سر در خون فرو رفته را آهسته به نقطه اى ديگر منتقل مى كند و لب از ذكر فرو نمى بندد ، تا خود لب و دهان و زبان آن فخر نمازگذاران را وداع گويند . روشن باد ديدگانتان اى نمازگذاران ، روشن باد .
دليل امتناع امير المؤمنين عليه السلام از كيفر دادن ابن ملجم مسأله اى كه در اين مبحث مى توان مطرح كرد ، اين است كه قصاص پيش از جنايت ، خلاف فقه اسلامى است كه مستند به وحى و عقل سليم است ، اگر گفته شود : كه آن حضرت مى توانست براى جلوگيرى از وقوع جنايت ، او را تبعيد يا بازداشت فرمايد ، در پاسخ اين مسأله ، مطالبى قابل طرح است كه ما به بيان مهمترين آنها مى پردازيم : يكى اين كه اگر چه علم انبياء و ائمه عليهم السلام به واقعيات پشت پردهء طبيعت و آينده ، به جهت تأدب به آداب اللَّه و تخلق به اخلاق اللَّه ، واقعيت دارد ، ولى مشيت بدايى خداوندى كه مربوط به علم مكفوف اوست [٢] ، بر هيچ احدى معلوم نيست و
[١] در رواياتى ديگر آمده است : موقعى كه امير المؤمنين عليه السلام سر از سجدهء اول برداشت ، ابن ملجم شقى آن ضربت را وارد آورد .
[٢] در روايت آمده است كه خداوند سبحان دو قسم علم دارد : قسم يكم - علم مبذول كه عبارتست از آن علم كه خداوند بحسب استعدادها و كمالات انسانى به مردم عنايت فرموده است . قسم دوم - علم مكفوف است كه به هيچ احدى آن را نداده و مخصوص ذات اقدس ربوبى است .