ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٩٤ - لطفى فوق لطف انسانى على ( ع ) مى گويد ابن ملجم را كه با ضربهء شمشير مرا تا سرحد شهادت رسانيده است ، مضطرب نكنيد
و در همين مأخذ ص ٩٦ از ابن عباس نقل كرده است كه وقتى ابن ملجم را آوردند ، از امير المؤمنين عليه السلام پرسيدند در بارهء اين اسير چه مى فرمايى فرمود ، نظر من اين است كه پذيرايى مهمانگونه اى او را نيكو كنيد تا ببينيد حال من چه مى شود . اگر از دنيا رفتم ، پس از من ساعتى در قصاص او تأخير نكنيد . « احتمال بسيار قوى اين است كه آن حضرت با توجه به ناراحتى شديد مردم در بارهء ابن ملجم كه ايجاب مى كرد آن خبيث و شقى را بسيار شكنجه كنند دستور به تعجيل در قصاص او فرمود . در همين صفحه از عامر نقل كرده است كه : لمّا ضرب علىّ تلك الضّربة قال : ما فعل ضاربى قالوا قد أخذناه ، قال : أطعموه من طعامى و اسقوه من شرابى ، فإن أنا عشت رأيت فيه رأيى ، و إن أنا متّ فاضربوه ضربة لا تزيدوه عليها [١] ( هنگامى كه آن ضربت ( شديد ) به امير المؤمنين عليه السلام زده شد ، فرمود : زنندهء من چه كرد گفتند : او را گرفتيم ، فرمود : او را از طعامى كه من مى خورم اطعام كنيد و از آن آشاميدنى كه من مى نوشم به او بدهيد ، پس اگر من زنده ماندم با نظر خود در بارهء ابن ملجم عمل خواهم كرد و اگر از دنيا رفتم ، بيش از يك ضربه به او نزنيد . در همين مأخذ آمده است كه به امير المؤمنين عليه السلام گفتند : اگر ابن ملجم را بگيريم ، دودمانش را از بين خواهيم برد . آن حضرت فرمود : به به همين است عين ظلم ، نفسى در مقابل نفسى بايد قصاص شود فقط ، نه بيش از يك نفس دودمان ابن ملجم مسئول جنايتى كه او مرتكب شده است ، نيست . ) لطفى فوق لطف انسانى : على ( ع ) مى گويد : ابن ملجم را كه با ضربهء شمشير مرا تا سرحد شهادت رسانيده است ، مضطرب نكنيد ابن ابى الدنيا مى گويد :
[١] . همين ماخذ ، ص ٩٦ .