ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٩٢ - حقايقى بسيار با اهميت در ابيات مولوى
خود معرفى مى نمايد كه آن اعتراض باغهايى از حقيقت را مى روياند تصور اين مسأله كه قصاص جنبهء اعتراض به كار خداوندى دارد ، با نظر به مفهوم اعتراض كه ناشى از عدم پذيرش حادثه اى است كه واقع شده است ، صحيح نيست . و اين يك نوع تناقض است كه بگوييم : قتل نفسى كه واقع شده است ، در حقيقت كارى بوده كه خدا آنرا پذيرفته و قاتل را آلت قتل قرار داده است .
از آن طرف اگر قصاص اعتراض بر كار خود خداوندى باشد ، معنايش اين است كه خداوند آن كار را نپذيرفته است و نمى تواند به او مستند باشد . يك مطلب را مى توان در اينجا متذكر شد و آن اين است كه قصاص در حقيقت موجب تخفيف سنگينى بار جنايتى است كه قاتل مرتكب شده است و اگر از ته دل توبه كرده باشد ، حق الهى آن جنايت پرداخته شده است . بنا بر اين ، مى توان قصاص را لطفى از خداوند تلقى نمود ، چنانكه توبه و پذيرش آن از طرف خداوندى لطفى از اوست . و اما مسأله اى را كه در بيت پنجم مطرح كرده است - < شعر > آلت خود را اگر او بشكند آن شكسته گشته را نيكو كند < / شعر > اگر منظور مولوى همان تخفيف گناه قاتل است كه متذكر شديم ، مى تواند قابل قبول بوده باشد و اگر منظور اين است كه قصاص شخصيت تباه شدهء قاتل عمدى ، آنهم ابن ملجم را اصلاح مى كند ، نمى توان اين را قبول كرد و چگونه قابل قبول است نظريه اى كه بر ضد فرمودهء خود امير المؤمنين عليه السلام است كه در بارهء ابن ملجم تعبير اشقى ( شقىترين مردم ) فرموده است البته يك مسألهء بسيار با اهميت وجود دارد كه بهيچ وجه قابل ترديد نيست و آن عبارت است از سلطهء مطلق و مالكيت على الاطلاق خداوندى بر همهء عالم هستى بدون كوچكترين استثناء و بهمين جهت است كه مى گوييم : هر چه كه در عرصهء هستى بروز مى كند چه به عنوان معلول ارادهء تكوينى خداوندى و چه به عنوان نمودى از ارادهء تشريعى مانند قصاص و غير ذلك ، مستند به خداوند سبحان است ، ولى لازمهء اين سلطه و مالكيت مطلق و اين احاطهء قيومى خداوند متعال بر تمامى هستى ، آن نيست كه اعمال زشت بشر كه از روى اختيار صادر مى شود ، مستند به خدا بوده باشد . همهء اجزاء و تشكيلات وجودى قاتل به عنوان مخلوقات عالم هستى ساختهء خداوند هستى آفرين