ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٦٨ - مورد يكم - داستان خدو انداختن خصم بر روى امير المؤمنين عليه السلام و انداختن آن حضرت شمشير را از دست
بالاخره ، اى حلال مشكلات ، پرده از معماى ديرينهء جمع بين قدرت و عدالت را بردار - اى بزرگ بزرگان ، اى - < شعر > على عالى اعلا كه ز بيم سخطش روح از كالبد عالم امكان خيزد گر بخارى نگرد يك نظر از رحمت خويش از بن خار دو صد روضهء رضوان خيزد < / شعر > [١] يا على ، < شعر > جمعت فى صفاتك الأضداد و لذها عزّت لك الأنداد عالم فاتك حليم شجاع قاهر راحم رداك الوداد < / شعر > براستى ، چه راز بزرگى در نهاد اين انسان كامل نهفته است كه مى تواند از طرق متضاد رهسپار يك هدف گردد ، بطورى كه در حال ركوع اگر تير از پايش در مى آورند متوجه نمى شود ولى نالهء مستمندى را مى شنود و با عطايش او را مستغنى مى نمايد < شعر > يسقى و يشرب لا تلهيه سكرته عن النّديم و لا يلهو عن الكاس أطاعه سكره حتّى تمكَّن من فعل الضّحاة و هذا واحد النّاس < / شعر > ( او همان مرد بزرگى است كه در همان حال كه مى آشامد ، ساقى مى شود و
[١] دو بيت فوق از ابيات ذيل چنين است : < شعر > گر شميمى ز سر طرهء جانان خيزد تا قيامت ز صبا رايحه جان خيزد والهم من كه چو از خواب تو بيدار شوى به چه رو از سر چشمان تو مژگان خيزد طعنه بر آب بقا زد دهنم گويى از آن مدحت خاك در سايهء يزدان خيزد على عالى اعلى كه ز بيم سخطش روح از كالبد عالم امكان خيزد گر بخارى نگرد يك نظر از رحمت خويش از بن خار دو صد روضهء رضوان خيزد گر زند دست به دامان ولايش فرعون از لحد با كف صد موسى عمران خيزد داورا دادگرا جانب جدا نظرى كز پى مدح تو چون بحر به طوفان خيزد دار الايمان قم از من شده رشك شيراز آرى اينسان پس از خانهء ايمان خيزد < / شعر > جدا قمى