ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٤٥ - از مختصات ضرورى انسانى كه خود را از هر اصل و قانون توجيه كننده بسوى خيرات رها مى بيند اينست كه ، از بيم حركت به سوى كمال زمين گير مى شود و براى حركت بسوى شر و تبهكارى شتاب برقآسا مى نمايد
بشريت گشته است . بعنوان نمونه از آن حمايتگران رهايى و بىبندوبارى و واگذار - كنندگان انسان بحال خود بپرسيد : آيا اين كرهء زمين كه روزگارى جايگاه گلها و رياحين و چشمه سارهاى روح افزا بود و اين كرهء زمين را كه روزگارى آشيانهء بسيار زيباى انسانهاى پر عاطفه و احساسات زيباى انسانى و عقول هماهنگ با فطرتهاى پاك بود ، آيا پيامبران در باب مذاهب حقه و اخلاقيون وارسته ، مبدل به زرادخانهء اسلحه سوزان كردهاند . يا مناديان رهايى از اصول عاليهء مذهب و اخلاق از آن حمايتگران رهايى و بىبندوبارى و واگذار كنندگان انسان بحال خود بپرسيد : آيا پوچگرايى و احساس بىاساسى حيات از هر معنا و هدف معقول مستند به پيامبران عظام و ارباب مذاهب حقه و اخلاقيون است و يا نتيجهء لذت پرستى ( هدونيسم ) و نفعگرايى ( يتيليتاريانيسم ) است كه حمايت گران بىبندوبارى و رهايى از مذهب و اخلاق و واگذار كنندگان انسان بحال خود ، براى محو و نابودى انسانيت اولا ، سپس زوال قطعى خود انسان ثانيا به بشريت ، ارمغان آوردهاند در حدود سال ١٣٣٩ در نامه اى كه ضمن مراسلات علمى و فلسفى كه با متفكر انگليسى برتراندراسل داشتم ، نوشته بودم ، مضمونى از اين حقيقت را متذكر شده بودم كه : « چون انسان به خود واگذاشته شده نمى تواند كمترين اعتراضى براه بيندازد كه : اى اداره كنندگان اقتصادى و سياسى و حقوقى آن جوامع انسانى كه به خود رها شدهايد ، بخود بياييد و بوى خون را كه امروزه فضاى نقطه هايى وسيع از كرهء زمين را فرا گرفته است استشمام فرماييد و در صدد چاره جويى باشيد ، پيش از آنكه قانون عمل و عكس العمل فضاى همهء كرهء زمين را از بوى خون متعفن بسازد ، بياييد دست از نفع پرستى موهوم برداريد ، مگر شما نمى دانيد [ تا كنون نمى دانستيد ، از امروز بدانيد ] كه استدلال به ضرورت جبرى لذت پرستى و نفع گرايى ، براى توجيه زرادخانه ساختن كرهء زمين براى جارى ساختن نهرهايى از خون انسانها ، پاسخى به استحكام قانون عمل و عكس العمل دارد كه سرتاسر تاريخ را فرا گرفته است و هيچ عملى را بدون عكس العمل رها نساخته است .