ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٩ - ترجمهء خطبهء صد و چهاردهم
دعوت كنندگانو پذيرفته است آنرا بهترين پذيرندگانپس دعوت كننده اش آنرا شنوانيد و پذيرنده اش به هدف نايل گشتاى بندگان خدا ، قطعى است كه تقواى الهى اولياء خدا را از ارتكاب محرماتش باز داشتو خوف الهى را به دلهاى آنان ملازم نموده تا آنانرا به بيدارى در شب وادار كردو به تشنگى در روزهاى گرمآنان آسايش در آخرت را با قبول مشقت در دنيا بدست آوردندو سيرابى [ از چشمه سارهاى ابديت را ] با قبول تشنگى [ در اين دنياى گذران ] هم آنان مدت عمر را نزديك تلقى نمودند و در نتيجه پيشدستى به عمل نمودندو آرزو را تكذيب و پايان روزگار عمر را كه مرگ است ديدندسپس [ اى بندگان خدا ، ] اين دنيا خانهء فناء و زحمت استو جايگاه دگرگونىها و عبرت گيرىهاو از جريان دنيا در مسير فنا كردن است كه تير در كمان كرده است ، تيرهايش به خطا نمى رودو جراحتهايش مرهم نمى پذيردزنده را با تير مرگ مى زندو تندرست را با بيمارىو نجات يافته [ از سختى را ] با هلاكت و مشقت شديد خورنده ايست كه هرگز سير نشودو آشامنده ايست كه هرگز سيراب نگردد و از مشقتهاى اين دنياست كه انسان جمع ميكند آنچه را كه نخواهد خوردو مى سازد بنايى را كه سكونت در آن نخواهد كردسپس از اين دنيا رهسپار بارگاه الهى مى گردد ، در حالى كه نه مالى را با خود حمل مى كندو نه بنايى را منتقل مى سازدو از دگرگونىهاى دنياست كه انسانى را مى بينى كه روزى مورد ترحم بود ، روز ديگر مورد غبطه گشته استو كسى كه روزى مورد غبطه بوده است روز ديگر شايستهء ترحم مى گرددتعاقب اين دو حالت نيست مگر از انتقال نعمتى و فرود آمدن سختى و بينوايىو از موارد عبرت گيرى از اين دنيا اين كه آدمى نزديك به وصول به آرزويش مى گردد ، در آن حال حضور مرگش آرزو را از او قطع مى كندپس نه آرزويى دريافت مى شودو نه آنچه آرزو شده او را رها مى سازد پس پاك پروردگارا ، چه اندك است سرور دنياو تشنگى آور است سراب بودنشو گرم است سايهء آننه آينده به اين دنيا بر مى گرددو نه گذشته بار ديگر به اين دنيا رجوع مى نمايد پس پاك پروردگارا ، چه نزديك است زنده به مرده كه به او ملحق خواهد گشت