ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٦٩ - اگر در اين زندگانى دنيوى دست انسان از مقدارى امتيازات و لذائذ دنيا كوتاه شود تا بر تأمين حيات اخروى خود بيفزايد ، بهتر از آنست كه از كيفيت حيات اخروى خود بكاهد و بر مزاياى زندگى دنيوى خود بيفزايد
خودمان [ كه دوران تكامل آزاديها است ] مشاهده مى نمائيم . و مى دانيم كه اهانت بر معتقدات و پيشوايان مقدس يك ملت پايمال نمودن حق كرامت آن است . اين هم يك تناقض اگر بخواهيم از اين تناقضها بشماريم ، فرهنگ مشترك بشرى به شكل يك چهرهء مسخره اى در مى آيد كه قابل هيچ تفسير و تأويلى نيست . شما لا بد فكر مى كنيد كه چرا اين تناقضها فرهنگ بشرى را منفجر نكرده و آنرا تباه ننموده است مى گوئيم : اگر خود شما مقدارى تأمل كنيد پاسخ اين توهم خودتان را دريافت خواهيد كرد . خلاصهء پاسخ توهم شما با كمترين توجه به انواع تخديرها روشن مى شود كه گردانندگان انسانها و تبديل كنندگان آنان به ابزار ماشينى ، همهء عوامل درك تناقض را با آن تخديرها منحرف نمودهاند . يكى از آن عوامل تخدير اينست كه شما را قانع ساختهاند باين كه : « آرى ، ما امروز پاسخ اين تناقضها را نمى فهميم . ولى آيندگان آنرا فهميده و شما را قانع خواهند كرد يكى ديگر اين كه » تناقض گوئى اشكال ندارد ، شما بهتر مى فهميد يا پيشتازان فكرى دوران ما و به هر حال وقتى كه حدودى براى غوطه ور شدن در مزايا و لذائذ دنيا معين نشود ، بدون ترديد ما هويتى مستقل براى انسان نمى توانيم اثبات كنيم و در نتيجه چيزى بعنوان واقعيتى داراى هويت براى وى مطرح نخواهد گشت ، تا فرض عدم آن با شرايط مذكوره در منطق ، تناقضى را حاصل آورد يا تناقضى حاصل شود ولى با اين سؤال كه تناقض چه اشكالى دارد براه خود ادامه بدهد .
از يكى از اشخاصى كه در دوران معاصر ما متفكر تلقى شده بود نقل شده است : كه او گفته است : من مى دانم گاهى تناقض مى گوئم ولى تناقض بگويم ، بهتر از اينست كه دچار خرافات شوم واقعا جاى شگفتى است كه اين متفكر متوجه نشده است كه گريز از ابتلا به خرافات گوئى يكى از موارد گريز از تناقض است ، زيرا اين كه خرافات مردود است و نبايد به خرافات نزديك شد ، براى آنست هيچ خرافه اى نيست مگر اين كه قانون يا قوانين مسلمى را نقض مى كند ، و در موردى كه قانون نقض شود ، ضد يا نقيض آن قانون در آن مورد پذيرفته شده است ، در صورتى كه فرض اينست كه آن مورد مشمول قانون مفروض بوده است به هر حال ، فرهنگهاى بشرى اگر بخواهند براى تفسير و توجيه حيات انسانها