ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٧١ - دين اسلام با اين كه همهء پديدهها و فعاليتهاى انسان را در زندگى مشمول قانون قرار داده است ، با اين حال ، چون اين قانون زندگى براى تنظيم حيات معقول انسانها است ، لذا حيات انسانى ، خود را در سختى و فشار احساس نمى كند
جهان هستى ، ارتباط با بنى نوع خود ) [١] هرگز بيرون از قانون ، كارى انجام نمى تواند بدهد .
١ - نخستين قانون ارتباط صحيح با خويشتن چه از نظر مادى و چه از نظر معنوى ، شناخت خويشتن و ارزيابى همين شناخت است . قوانين بعدى در حالات متنوع ارتباطى است كه پيش مى آيد ، مانند مراعات بهداشت جسمانى كه بدون مراعات قوانين مخصوص بخود امكان ناپذير است و مانند مراعات بهداشت روانى كه بدون شناخت و اجراى صحيح آنها ، از داشتن روان سالم محروم خواهد بود و بديهى است كه براى نيل بهر دو بهداشت ، هر لحظه و در هر موقعيتى قانونى وجود دارد .
آيا مراعات قوانين دو نوع بهداشت فوق ، زندگى آدمى را در تنگناى قرار مى دهد قطعانه ، بلكه موجب گشايش و انبساط و آسايش معقول جسمانى و روانى انسان مى گردد .
٢ - مى دانيم كه آدمى در ارتباط با خدا كه حيات بخش و افاضه كنندهء رشد و كمال او است ، بدون قانون نمى تواند حركتى انجام بدهد و موقعيتهاى مختلفى را كه در طول زندگى براى او پيش مى آيد ، براى تنظيم آن ارتباط بسيار با اهميت نمى تواند بدون قانون رها بسازد . اگر كسى بخواهد ارتباط معقول با خدا داشته باشد ، محال است با شهوترانى ، دروغ ، فريبكارى ، اضرار به مردم به آن ارتباط موفق شود .
٣ - در دو ارتباط فوق ديديم كه انسان بدون تبعيت از قوانين مخصوص ، به هر يك از موقعيتهائى كه پيش مى آيد ، نمى تواند به وضع جبرى يا مطلوب خود ادامه بدهد . در ارتباط سوم نيز كه عبارت از رابطهء انسان با جهان هستى بطور عام و با عالم طبيعت بطور خاص است ، بدون تنظيم قانونى امكان پذير نيست . همان گونه كه در حوزهء ارتباط مادى انسان با بعد مادى جهان هستى و طبيعت بالخصوص قانونى وجود دارد كه وى بايد با آن قانون خود را وفق بدهد مانند تنفس از هوا ، برخوردارى از اشعهء خورشيد و غير ذلك ، همچنان در حوزهء ارتباط معنوى و روحى نيز بايستى با قوانين جاريه در
[١] هر يك از اين ارتباطات دو قلمرو دارد : يك - آن چنانكه هست دو - آن چنانكه بايد مثلا ارتباط انسان با خويشتن در قلمرو آن چنانكه هست و ارتباط انسان با خويشتن آن چنانكه بايد .