ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٦٠ - هيچ چيزى بدتر از شر نيست مگر كيفرش ، و هيچ چيز بهتر از خير نيست مگر پاداشش
< شعر > الشّرق نحو الغرب أقرب شقّه من بعد تلك الخمسة الأشبار < / شعر > ( اى فرزندم ، فاصلهء شرق تا غرب كمتر است از فاصلهء آن پنج وجب خاك كه تو در آن آرميده اى ) يعنى اى فرزند ، اگر تو در غرب بودى من در شرق يا بالعكس ، بالاخره من به تو مى رسيدم ولى فاصله اى كه اين چند وجب زير خاك بوسيلهء مرگ ما بين من و تو انداخته است ، خيلى بيش از فاصلهء شرق تا غرب است . آرى ، هر نفسى كه يك انسان زنده بر مى آورد ، او را به ديار خاموشى نزديكتر مى كند ، ولى آن كس كه چشم از اين دنيا پوشيده و رفته است ، هيچ احتمالى براى برگشتن او وجود ندارد ، آن خاك رفتگان از اين دنيا و زندگانش منقطع گشتهاند و از آن راه كه عبور نمودهاند قابل برگشت نيست . ٦٠ ، ٦١ - إنّه ليس شيء بشرّ من الشّرّ إلَّا عقابه ، و ليس شيء بخير من الخير إلَّا ثوابه ( قطعى است كه هيچ چيزى بدتر از شر نيست مگر كيفر آن ، و هيچ چيز بهتر از خير نيست مگر پاداش آن ) هيچ چيزى بدتر از شر نيست مگر كيفرش ، و هيچ چيز بهتر از خير نيست مگر پاداشش هر شرى بد است ، زيرا از هر خلاف نظم مقرر و شايسته كه از طرف يك انسان در يكى از ارتباطات چهارگانه صورت بگيرد ، يك شرى بوجود آمده است .
ارتباطات چهارگانه عبارتند از : ١ - ارتباط انسان با خدا .
٢ - ارتباط انسان با خويشتن .
٣ - ارتباط انسان با جهان هستى .
٤ - ارتباط انسان با بنى نوع خود .