ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٠٩ - يكى از نتايج بسيار با عظمت وسيله تلقى كردن امير المؤمنين عليه السلام ابعاد مادى وجود مبارك خود را ، نظر او در بارهء زمامدارى بود
كتابها و دروس تاريخى دانشكدهها مطرح نماييد و بس اگر از اين حكومتهاى بيجان بپرسيد كه آيا مى توانيد در كارنامهء بسيار طولانى خود در گذرگاه تاريخ حتى يك مورد را نشان بدهيد كه توانسته باشيد قدرت را به سود حيات انسانها بكار ببنديد آيا اميد داريد كه روزى فرار رسد كه شما با بدست آوردن قدرت ، بطور نفرت انگيز ناتوان نباشيد ما از گذشته صرفنظر مى كنيم [ چون به ياد آوردن سرگذشت بشر در بارهء قدرت كه بوسيلهء شما حكام چه آتشى در دودمان بشرى شعله ور ساخته است ، جز غم و غصه و آه و دريغ نتيجه اى ندارد . ] و به آينده مى پردازيم كه ، آيا واقعا در اين مسأله مى انديشيد كه روزى فرا رسد كه قدرت در هر شكلى كه تصور شود ، به عنوان يك نعمت خدادادى در مسير حيات معقول انسانها به كار گرفته شود مولوى يك انگيزه اى ديگر براى پذيرش خلافت توسط امير المؤمنين عليه السلام را متذكر مى شود كه بسيار پر معنى است . او مى گويد :
< شعر > « تا دهد نخل خلافت را ثمر » < / شعر > معروف است كه يكى از خردمندان در آن دوران كه امير المؤمنين عليه السلام خلافت را قبول فرمود ، خدمت آن حضرت رسيد و عرض كرد : « و اللَّه يا أمير المؤمنين ما تزيّنت بالخلافة و لكنّ الخلافة تزيّنت بك » ( يا امير المؤمنين خلافت ترا نياراست ، بلكه خلافت بوسيلهء تو آراسته گشت ) آرى ، با نظر به ماهيت زمامدارى اين دنيا كه پديدهء اعتبارى چند روزه است و با نظر باين كه تنظيم زندگانى اجتماعى مردم يك مجتمع بدون شناخت و اجراى حقوق پايه اى جانهاى آدميان ( حق حيات ، حق كرامت ، حق آزادى معقول ) كمترين تفاوتى با مديريت و تنظيم زندگانى دستجمعى زنبوران عسل و موريانهها و مورچگان ندارد ، [ بلكه چون مديريت زندگى اجتماعى انسانها بدون مراعات حقوق پايه اى جانهاى آنان ، موجب سلب عظمتهاى انسانى از انسانها مى باشد ] لذا چه امتياز و زيبايى و عظمت در چنين خلافت و مديريت وجود دارد كه امير المؤمنين عليه السلام را بيارايد و براى آن حضرت امتيازى شمرده شود بلى ، همان گونه كه فرمود : زمامدارى براى او هيچ ارزشى ندارد مگر اين كه حقى را احقاق و باطلى را محو و نابود بسازد و بدان جهت كه تا آن دوران در زمامدارى چنين حالتى پيش نيامده بود ، پس بنا به عقيدهء مولوى و ديگر هشياران مى بايست نخل زمامدارى به ثمر بنشيند و امارت جانى به خود بگيرد .
سپس مولوى به يك مطلب بسيار عالى اشاره مى كند و مى گويد : زمامدارى همهء اين