ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٨٨ - رازهاى نهانى براى بينا دلان آشكار ، و جادّهء حقّ براى منحرفان واضح و علامت روز قيامت براى مردم با فراست روشن است
از منازل خودتان بيرون رفته و در طرق خارج از مساكن خود بر اعمالتان مى گريستيد و بر سر و سينههاى خود مى زديد و اموال خود را رها مى كرديد بدون اين كه نگهبان و جانشينى از خود براى حفظ آنها بگذاريد و هر كسى از شما را نفس خودش مشغول ميكرد و به چيز و كس ديگرى توجّه نمى كرد ، ولى شما آنچه را كه بشما تذكَّر دادند فراموش نموديد و از آنچه كه شما را بر حذر داشتند آسوده خاطر گشتيد ، در نتيجه رأى شما از تدبير امور شما گم گشت و امور حياتىتان پراكنده گشت . ) در خطبهء ٥ فرموده است : بل اندمجت على مكنون علم لو بحت به لاضطر بتم اضطراب الأرشية فى الطَّوىّ البعيدة ( سكوت من از روى علمى است پوشيده بر ديگران كه اگر ابرازش كنم مانند لرزش طناب آويخته در چاههاى عميق ، بخود لرزيده در اضطراب فرو خواهيد رفت . ) < شعر > بر لبش قفل است و در دل رازها لب خموش و دل پر از آوازها عارفان كه جام حق نوشيده اند رازها دانسته و پوشيده اند هر كه را اسرار حقّ آموختند مهر كردند و دهانش دوختند < / شعر > اين كه هر منحرفى از جادّهء حقّ ، رو به حقّ بودن آن جادّه را مى دانسته است ، كلَّيّت ندارد ، زيرا افرادى كه بجهت جهل قصورى ( ناتوان از تحصيل علم ) يا عوامل اضطرارى از جادّهء حقّ منحرف ميشوند ، بسيار فراوانند . [ اگر چه انحراف مستند به اضطرار را نمى توان انحراف مسؤولانه از حقّ بحساب آورد ] ولى كسى كه موفّق شد با آگاهى و معرفت به حقّ و ضرورت ملتزم شدن بآن قدم در جادّهء حقّ بگذارد ، انحراف از آن جادّه را نمى توان مستند به جهل موجب عذر تلقّى نمود . زيرا تأثير وضوح حقّ و عظمت و ضرورت حياتى آن ، در مغز و روان آدمى بقدرى شديد است كه با هيچ عاملى جز جرأت و جسارت به حقّ كه فقط با آلودگى فطرت و اختلال وجدان امكان دارد ، زوال پذير نيست . بنا بر اين ، جملهء مورد تفسير داراى نكتهء بسيار با اهمّيّت و سازنده