ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٠٣ - آيا فكر كردهايد كه اين عقائد و رفتارها شما را بكجا مى برند اصلا مى فهميد كه در تاريكىها گم شده و دروغها شما را فريفته است
< شعر > زين عذاب جوع بارى وارهم گر حيات اينست من مرده به ام گر خر اوّل توبه و سوگند خورد عاقبت هم از خرى خبطى بكرد حرص كور و احمق و نادان كند مرگ را بر احمقان آسان كند هست آسان مرگ بر جان خران كه ندارند آب جان جاودان < / شعر > از همين جا نكتهء اساسى تحت تأثير قرار گرفتن از دروغها و دغلها و حقّه بازيها روشن مى شود كه عبارت است از حرص و طمع كه آدمى را احمق و نادان مى سازد و مرگ نابهنگام را نتيجه مى دهد . بالاخره فريبكاريها و دروغهاى روباه - < شعر > برد خر را روبهك تا پيش شير پاره پاره كردش آن شير دلير < / شعر > شير گوشت خر را خورد و - < شعر > تشنه شد از كوشش آن سلطان دد رفت سوى چشمه تا آبى خورد روبهك خورد آن جگر و بند و دلش آن زمان چون فرصتى شد حاصلش شير چون واگشت از چشمه بخور جست دل از خر نه دل بد نه جگر گفت روبه را : جگر كو دل چه شد كه نباشد جانور را زين دو بدّ گفت اگر بودى ورا دل با جگر كى بدين جا آمدى بار دگر آن قيامت ديده و آن رستخيز وان ز كوه افتادن از هول گريز گر جگر بودى ورا يا دل بدى بار ديگر كى بدينجا آمدى < / شعر > يعنى اگر واقعا آن خر فهم و عقل و دل داشت ، پس از ديدن چنان منظرهء هولناك ، چگونه بار ديگر خود را به دامان مرگ انداخت . آرى ، بدينسان حرص و آز موجب از بين رفتن درك و عقل و عاقبت انديشى مى گردد و بقول امير المؤمنين عليه السلام : و تخدعهم الكواذب ( و دروغها آنان را مى فريبد . ) دو جملهء بعدى ( براى هر اجلى كتابى است ، و براى هر غيبتى برگشتى ) چنانكه ابن ابى الحديد هم متوجّه شده است ، گسيخته از جملات قبلى است و ارتباطى با آنها ندارد و اين قطع و وصل مربوط به ذوق انتخاب مرحوم سيّد رضى است .
البتّه مى توان با يك تأويل بسيار كلَّى ، وجهى را براى ارتباط ميان آن دو جمله