ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٩٦ - آيا فكر كردهايد كه اين عقائد و رفتارها شما را بكجا مى برند اصلا مى فهميد كه در تاريكىها گم شده و دروغها شما را فريفته است
تاختن مى آورند و بكدامين مقصد از صراط مستقيم اسلام منحرف مى شويد براى هر مدّتى كتابيست ، و براى هر غيابى برگشتى . ) آيا فكر كردهايد كه اين عقائد و رفتارها شما را بكجا مى برند اصلا مى فهميد كه در تاريكىها گم شده و دروغها شما را فريفته است كلمهء مذهب داراى معانى مختلفى است كه مى توان گفت : جامع كلَّى همهء آنها ، حركت بسوى مقصد بعنوان آرمان است . امير المؤمنين عليه السّلام با استفهام توبيخى از آن مردم سؤال ميكند كه بگوييد ببينم اين حركتهاى مغزى و روانى بعنوان رفتار ايده آل ، شما را بكجا مى كشانند . امروز طورى فكر مى كنيد ، فردا طورى ديگر مى انديشيد - < شعر > سعيكم شتّى تناقض اندريد روز مى دوزيد و شب بر مى دريد < / شعر > امروز بچيزى اعتقاد مى ورزيد ، فردا خلاف آنرا مى پذيريد آيا واقعا براى اين تلوّن و مخلوق السّاعة بودن خود دليلى داريد آيا واقعا آن روشها و هدف گيرىها و نظريّات متحوّل شما را قانع مى سازد بمن بگوييد : ببينم شما چند شخصيّت داريد ، چند نوع تعقّل داريد ، واقعا داراى فطرتها و عقول و شخصيّتهاى متناقض هستيد قاعدهء ثابت عقل اينست كه آدمى يك هدف اعلا براى زندگى خود تعيين نمايد و آن گاه همهء حركات مغزى و روانى و عضلانى خود را با انتخاب هدفهاى نسبى كه گاهى بعنوان وسيله منظور ميشوند ، بآن هدف توجيه نمايد . كسى كه از اين قاعدهء ثابت عقلانى تخلَّف كند ، قطعى است كه توانائى تفسير و توجيه حيات خود را ندارد .
و كسى كه توانائى توجيه زندگى خود را ندارد چنانكه همهء مردم دنيا را با چشم وسيله مى نگرد ، خود او هم نا آگاهانه وسيلهء ناآگاه غرائز درونى و نيروهاى برونى خواهد بود . پراكندگى در هدفگيرى در زندگى نتيجهء ناتوانى از تفسير و توجيه زندگى است كه يكى از مختصّات اساسى آن گم شدن و دست و پا زدن در تاريكىها است و فريب خوردن از دروغها . اين جريان را با اين تربيت هم مى توان گفت : كه فريب دروغها را خوردن ، در تاريكىها دست و پا زدن نتائج قطعى ناتوانى از تفسير و توجيه