ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٧١ - ١٠٨ - و من خطبة له عليه السّلام و هي من خطب الملاحم
در زمين بكاريد و آن زمين از همان دانهء گندم براى شما هفتاد و سه رأس فيل و سيصد رأس اسب و چهار صد رأس گوسفند بروياند بلكه مى توان گفت : احساس حركت كائنات بر مبناى نظم يك احساس ذاتى است كه باعث شده است كه بشر از آغاز تاريخ ارتباط با جهان عينى و با خويشتن براى پيدا كردن قانون هر موجود و جريانى دست به تلاش جدّى بزند . اين نكته را بايد در نظر بگيريم كه اين مخلوقات با كمال نظم و تبلورى كه از قانون دارند ، هيچ سنخيّت و مشابهتى با خالق فيّاض ندارند ، لذا ممكن است اين سؤال مطرح شود كه حال كه مخلوقات هيچ سنخيّتى و شباهتى با خالق فيّاض ندارند ، چگونه مى توانند تجلَّىگاه خداوندى براى آدميان بوده باشند پاسخ اين سؤال روشن است ، زيرا منظور از جلوهء باغبان در درختان و گلهائى كه آنها را كاشته و با كمال دقّت آنها را رويانيده است ، آن نيست كه هويّت باغبان هم سنخ آن درختان و گلهائى است كه آنها را كاشته و پرورانده است ، بلكه منظور جلوهء عظمتهاى علمى و اراده و آرمانها و هدف گيريهاى آن باغبان است كه بيان كنندهء مقدارى از صفات او ميباشد و بعبارت كلَّىتر : هر انديشه و دريافتى كه مهندس يك ساختمان ، يا باغبان يك گلستان در درون دارد و آن را در ساخته يا پروردهء خود تجسّم ببخشد آن ساخته يا پرورده جلوه گاهى براى آن انديشه و دريافت ميباشد كه بيان - كنندهء صفاتى از آن مهندس يا باغبان خواهد بود . از طرف ديگر با اين كه سطح ظاهرى عالم هستى عناصر و موادّى است داراى امتداد و حركت و تنوّع محكوم به كمّيّت و تحوّل از كون به فساد و از اجزاء به مركَّبات ، با اين حال عظمت و شكوهى غير قابل توصيف در جهان هستى احساس مى شود كه محال است اگر كسى با قلب پاك و ديدهء بىآلايش در آن بنگرد ، فروغ خيره كنندهء ربّانى را در آن مشاهده نكند . تنها شرط اين شهود و دريافت ، چنانكه اشاره كرديم ، صفاى درون و پاكى قلب و چشم ديده - ور است كه جلوهء عظمت خدا را بنام ملكوت در اين عالم هستى ببيند . عظمتى ديگر در وجود آدمى است كه اگر واقعا مورد تفكَّر و دريافت قرار بگيرد ، مجاورت آن حقيقت عظمى با شعاع خورشيد ربوبى ، با كمال وضوح ، درك مى شود و طعم واقعى اين واقعيّت را مى چشد كه - < شعر > سالها دل طلب جام جم از ما ميكرد آنچه خود داشت ز بيگانه تمنّا ميكرد < / شعر >