ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٦٨ - ١٠٨ - و من خطبة له عليه السّلام و هي من خطب الملاحم
داغ كردن را گرم كرده اين طبيب مداواى حاذقانهء خود را در هر مورد كه نياز باشد - از دلهاى كور و گوشهاى كر و زبانهاى لالبا دواى تعبيه شده اى [ كه براى بيمار دارد ] در جستجوى موارد غفلتو جايگاههاى حيرتستكه فروغى از انوار حكمت نگرفته و از آتش زنههاى علوم تابناك شعله اى نيفروخته اندآنان در ميان اين ظلمات مانند چهار پايانى چرنده و صخرههاى بسيار سختندرازهاى مخفى براى بينايان آشكارو جادّهء حقّ براى كسى كه از آن جادّه منحرف شده است واضحو قيامت پرده از روى خود برداشته و علامت آن روز بزرگ براى كسى كه داراى فراست نافذ است ظاهر گشته استچه شده است بر من كه شما را مى بينم : قالبهايى بىروح و ارواحى بىقالبو عبادت پيشگانى بىصلاحو بازرگانانى بىسودو بيدار نمايانى خفته و حاضرانى غايبو نگاه كنندگانى نابيناو گوش بازانى كرو گويندگانى لال [ اين فتنه كه شما در آن قرار گرفتهايد ] پرچم گمراهى است كه بر قطب خود ايستاده و دستهها و گروههاى آن ، در جوامع پراكنده استاين پرچم [ فتنه ] شما را با پيمانهء خود تدريجا خواهد گرفتو شما را با دستش خواهد زدرهبر پيشرو اين پرچم [ فتنه ] از ملَّت اسلام خارجو مصرّ بر گمراهى است . و در چنان روزى ( استحكام فتنه و پراكنده شدن دستهها و گروههايش در جوامع ) از شما نخواهد ماند مگر ته مانده اى مانند ته ماندهء ديكبقيّهء ناچيزى در ظرف بار كه [ بيرون ريختنى است ] آن فتنه شما را سخت مى مالد مانند پوست دبّاغىو آرد ميكند مانند غلَّات درو شده و انسان مؤمن را از ميان شما برميگزيند مانند برگزيدن مرغ دانهء درشت را از ميان دانههاى ريز [ اى مردم ] اين راههاى مختلف شما را بكجا مى برد و تاريكيها در كدامين بيابانها سرگردانتان مى سازدو دروغها چگونه شما را مى فريبدو از كدامين راه بر شما تاختن مى آورندو بكدامين مقصد از صراط مستقيم منحرف مى شويد براى هر مدّتى ( در هر حادثه و نوع زندگى ) كتابى استو براى هر غيابى برگشتى بشنويد حكمت را كه از شخصيّت ربّانى كه در ميان شما استو دلهايتان را براى پذيرش از او حاضر كنيدو اگر شما را صدا كرد بيدار شويدو هر طلايه دارى به پيروان خود راست بگويدو پراكندگى آنانرا جمع كندو قواى مغزى خود را تمركز بخشدآن شخص ربّانى حقيقت امر را براى شما مانند مهره شكافتو مانند