ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٠٢ - احساس پوچى زندگى غالبا بلكه از يك جهت همواره نتيجهء جدّى تلقّى نكردن حقيقت در دوران پذيرش تعليم و تربيت است
٦ - ارزش حيات انسانى را بايد مربوط به فوق عوامل و تلقينات متداول در ميان اقوام و ملل اثبات كنيم . حقيقت در بارهء حيات انسانى اينست كه مادامى كه يك انسان ، با زير پا گذاشتن اصول و قواعد حيات ديگر انسانها ، وضع ضدّ انسانى بخود نگيرد ، حيات او وابسته به شعاع خورشيد عظمت الهى است و خدمت به او عبادت و آسيب رساندن به او انحراف از صراط مستقيم است .
٧ - حقيقت اينست كه توقّع دستمزد بدون كار و كوشش مانند توقّع روييدن و ميوه دادن درختان است بدون سيراب كردن با آب .
٨ - حقيقت اينست كه هر انسان و هر جامعه اى كه وجدان كار در آنها از كار افتاده باشد ، سقوط آنها با عامل درونى يا بدست ديگر كسانى كه وجدان كار در آنان بيدار و در فعّاليّت است ، قطعى است .
٩ - پديدهها و جرياناتى كه عارضى بوده و اصالتا وجود آنها مطلوب نيست يا وابسته به علل رو به زوال هستند ، مانند گرد پاشيده در هوا در دامان بادهاى مختلف از بين خواهند رفت ، و آنچه كه سودمند بحال مردم است ، پايدار خواهد ماند .
١٠ - اصل صيانت ذات در كمتر اشخاصى با قانون حقيقى خود حركت مى كند و بثمر مى رسد و در اكثر بسيار چشمگير انسانها صيانت ذات مبدّل به خودخواهى و خود محورى مى گردد . . . تفكَّرات مخالف اين حقائق كه بعنوان نمونه اى از حقائق بر پا دارندهء « حيات معقول » انسانها است ، يا مستند به بىاطَّلاعى است ، يا خطا در درك مفاهيم اصلى آنها است ، يا ناشى از غوطه ور شدن در لذّا حيوانى و خود محوريها است كه حقيقتى جز لذائذ حيوان و لذّت خارش ورمهاى خود طبيعى را نمى شناسد و يا مقلَّد و آلت كار خود كامگان روزگار است . حال كه وجود حقيقت يا حقائق ثابت شد و فهماندن و پذيراندن آن بوسيلهء تعليم و تربيت صحيح انجام گرفت ، نوبت به نگهدارى جدّى آنها از راه انديشه و عقيده و عمل به آنها مى رسد .
احساس پوچى زندگى غالبا بلكه از يك جهت همواره نتيجهء جدّى تلقّى نكردن حقيقت در دوران پذيرش تعليم و تربيت است .
اگر همهء عوامل لذّت و سود و مقام و شهرت را بدست بياورى و بطور كلَّى اگر