ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٠١ - اصل ششم - ضرورت انتقال انسانهاى مورد تعليم و تربيت از موقعيّت گرايش به تشويقها و پاداش و سطح نگرى و سطح گرائى به موقعيّت حقيقت گرائى براى خود حقيقت
و لزوم مراعات آنرا بانسانهاى مورد تعليم و تربيتشان قابل پذيرش نسازند كارى مهمّ براى آنان انجام ندادهاند .
٢ - هر عملى عكس العملى بدنبال دارد ، بايد بپذيريم كه اگر با كمال اخلاص دسته گلى به يك فرد يا اجتماع تقديم كرديم ، بدون ترديد دسته گلى محسوس يا نامحسوس بما تقديم خواهد شد . از آن هنگام كه اين حقيقت در تعليم و تربيت بشرى جدّى تلقّى شود ، انقلاب معنوى بشرى آغاز خواهد گشت و از آن موقع ما مى توانيم ادّعا كنيم كه ما از تاريخ طبيعى قدم به تاريخ انسانى گذاشتيم .
٣ - تعليم و تربيت بايد بهر نحويست هدف اعلاى زندگى را براى انسانهاى مورد تعليم و تربيت قابل فهم و پذيرش بسازد . انسانى كه بدون هدف اعلا در اين دنيا زندگى مى كند ، همهء موجوديّت خود را مى بازد . و براى او هيچ ارزش قابل طرح وجود ندارد .
٤ - اين حقيقت بسيار حياتى است كه اگر بتوان همه چيز و همهء ارزشها را قربانى هر هدفى كه بعنوان هدف انتخاب مى شود قرار داد ، ديگر نمى توان ارزشى را ثابت و غير قابل دست اندازى و شوخى ناپذير تلقّى كرد حتّى اگر چه حيات همهء انسانهاى روى زمين باشد . يعنى در آن هنگام كه هدف من بدست آوردن مقام مالكيّت مطلق به همهء عوالم طبيعت باشد و اين هدف فقط بوسيلهء كشتن همهء انسانهاى روى زمين باشد ، چون ارزش مطلق از آن هدف من است كه مالكيّت مطلق بر همهء عوالم طبيعت است ، اگر همهء آن انسانها را نكشم ، يقينا يك موجود سست عنصرى بيش نيستم .
حقيقت در اين مورد اينست كه موضوع يا موضوعاتى كه بعنوان هدف تلقّى شده است و وصول بان نيازمند قربانى كردن موضوع يا موضوعاتى بعنوان وسيله ميباشد ، بايد داراى همهء ارزش يا ارزشهاى وسيلهء قربانى شده ، باشد باضافهء ارزش والائى كه از بين رفتن وسيله را جبران نمايد .
٥ - نبايد ظلم كرد و نبايد تن به ظلم داد . اگر اين حقيقت در تعليم و تربيتها جدّى گرفته شود ، ظالم پرستىها و مظلوم كشىها از بين خواهد رفت . اگر اين قضيّه حقيقت نيست ، پس حقيقت كدام است و چيست و كجا است آن حقيقت كه بهيچ وجه نتوان آنرا فداى لذّت پرستى و سودجوئى و شوخىها و سياست بازىها قرار نداد