ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٩٦ - اصل چهارم دقّت شديد در جريان انتقال انسانهاى مورد تعليم و تربيت از دوران احساسات به دوران تعقّل
كه افرادى بسيار فراوان از فرزندان در دوران احساسات ، ممكن است مقدارى از اصول و قواعد ارزشى انسانى و الهى را فقط بر مبناى احساسات بفهمد و آنها را بپذيرد ، و زندگى خود را بر مبناى آن قرار بدهد ، سپس با شروع تدريجى دوران تعقّل ، همهء آن اصول و قواعد را بىاساس تلقّى نمايد . مثلا فرض كنيم در دوران احساسات ، گمان كرده بود هر تكليفى كه انجام مى دهد ، چه فردى و چه اجتماعى ، حتما بايد يك نشاط روحانى و عميق و يك فروغ ربّانى كامل درون او را فرا بگيرد ، و هر چه از خدا بخواهد بايد خداوند باو عنايت فرمايد هنگامى كه به دوران تعقّل مى رسد ، مى بيند با اين كه در انجام تكاليف هيچ تقصيرى روا نمى دارد ، با اين حال روزهاى متمادى لذّتى و نشاطى از انجام تكاليف نصيبش نمى شود ، در نتيجه بدون توجّه باين كه - < شعر > قفل گر گه قفل سازد گه كليد قبض بسط آرد مشو تو نا اميد < / شعر > يأس و نوميدى كاذب همهء سطوح درون او را تيره و تار مى سازد . ناگفته نماند كه انتقال از زندگى مبتنى بر احساسات به زندگى تعقّلى و انتقال از آن ، بزندگى مبتنى بر احساسات و تعقّل هماهنگ در هر مرحله اى از عمر امكان پذيرد و در هر مرحله اى هم كه اتّفاق بيفتد ، احتياج به رهبرى بسيار ماهرانه اى دارد و بايد گفت : نياز اين تولَّد جديد به قابلهء بسيار آگاه و وارسته بيشتر از نياز تعلَّم و گرديدن معمولى به معلَّمها و مربّىهاى رسمى ميباشد ، بهر حال ، آنچه در عمل انتقال دادن از دوران احساسات به دوران تعقّل مهمّ است ، چند مسأله است :
مسألهء يكم
مسألهء يكم بيان روشن و قانع كننده در تعليم امتيازات تعقّل و ضرورت مراعات احكام آن كه ارتباط انسان را با واقعيّتها منطقىتر مى سازد ، بدون اين كه اصل و ريشهء احساسات را بخشكاند ، زيرا چنانكه در مسائل بعدى خواهيم ديد خشكيدن ريشههاى احساسات در يك انسان مساوى خشكيدن چشمه سار حيات او ميباشد .
مسألهء دوم
مسألهء دوم دقّت در طرق و وسائل انتقال از مرحلهء اوّل به مرحلهء دوم . چگونگى بيان امتياز تعقّل و ضرورت مراعات احكام آن ، براى همهء اشخاص و در همهء شرايط يكسان نيست . گاهى و براى بعضى اشخاص توضيح خطاهائى كه از تكيهء مطلق بر احساسات و كوتاهى ورزيدن در فعّاليّتهاى تعقّلى است مؤثّرتر از همه چيز است .
براى بعضى ديگر توضيح محسّنات تعقّل در ارتباط با واقعيّات تأثير بيشترى مى نمايد .