ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٩ - يك - از نظر معرفت
فيلسوفى بآن حدّ از عظمت برسد كه محصول فكرى او بتواند براى مردم اعتقاد بوجود بياورد ، در اين فرض نابغه و فيلسوف مزبور جنبهء رسالت بخود گرفته يا مردم او را داراى رسالت تلقّى كردهاند . در صورتى كه معارفى كه پيامبران تبليغ مى نمايند ، باضافهء ايجاد يقين به واقعيّات ، اعتقاد هم به وجود مى آورند .
١٠ - با تنظيم مقدّمات منطقى و اصلاح محيط و تقويت تعليم و تربيت ، احتمال افزايش فلاسفه و دانشمندان و بروز نوابغ بيشتر مى گردد ، در صورتى كه هيچگونه مقدّمات اختيارى و تعليم و تربيت نمى تواند شخص معيّنى را به پيامبرى برساند .
١١ - نوابغ و فلاسفه در مقابل اسرار و عظمتهاى جهان هستى ، حال خيرگى و تحيّر و شگفتى پيدا ميكنند ، مضمون رباعيّات زير در مغز همهء نوابغ و فلاسفه اى كه در شعاع پيامبران قرار نگرفتهاند ، موج مى زند :
< شعر > آنانكه محيط فضل و آداب شدند در جمع كمال شمع اصحاب شدند ره زين شب تاريك نبردند بروز گفتند فسانه اىّ و در خواب شدند اسرار ازل را نه تو دانى و نه من وين حرف معمّا نه تو خوانى و نه من هست از پس پرده گفتگوى من و تو چون پرده بر افتد نه تو مانى و نه من < / شعر > در صورتى كه پيامبران بجهت ارتباط مستقيم با بوجود آورندهء اسرار ، چهرهء واقعى آن اسرار را درك و در مقابل آنها سر تعظيم فرود مى آورند .
١٢ - پيامبران در معارفى كه از وحى مى گيرند ، كمترين ترديد و شكَّى ندارند ، يقين آنان در كارى كه پيش گرفتهاند ، خلل ناپذير است ، در صورتى كه هيچ نابغه و فيلسوف و دانشمندى وجود ندارد كه اگر بخواهد با آگاهى همه جانبه به قلمرو كارش بنگرد ، از شكّ و ترديد بدور باشد .
دو - از نظر هدف گيرى
دو - از نظر هدف گيرى هدف گيرى نوابغ
هدف گيرى نوابغ فعّاليّتهاى فكرى و عملى نوابغ و فلاسفه خالى از سه نوع هدف گيرى نيست : ١ - اشباع جوشش درونى خود . اين هدف گيرى در حقيقت پاسخگوئى