ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٧٧ - شرط يكم - دارا بودن معلَّم و مربّى آنچه را كه تعليم ميكنند و آنچه را كه بعنوان تربيت مى خواهند در انسانها بوجود بياورند
اين نيازهاى معيّن ، واقعا نيازهاى حقيقى هستند ، يا مقدارى از آنها [ كم و يا بيش ] مصنوعى مى باشند نيز كارى با اين ندارند كه اين انسانها كه مانند لوحههاى ناآگاه در برابر آنها نهاده شدهاند تا [ با تعليم و تربيتى كه مى خواهند در بارهء آنان انجام بدهند ] نقشه هايى را روى آنها ترسيم نمايند ، نياز يا نيازهاى ديگرى هم دارند يا نه مى توان گفت : متأسّفانه اكثريّت قريب باتّفاق تعليم و تربيتهاى جوامع مخصوصا در دورانهاى متأخّر از اين نوع دوم بوده است كه اساسىترين عوامل ركود انسانها و باز ماندن آنان از ترقّى و اعتلاء بوده است .
نوع سوم - از معلَّمان و مربّيان كسانى هستند كه با انسانى سر و كار دارند كه داراى بعد ماشينى و بعد فوق ماشينى است كه جان و روان و من و روح ناميده ميشوند .
اينان مى كوشند يا بايد بكوشند كه بذرهاى كاشته شده در نهاد انسانها را آبيارى نموده و از حيوانات انسان نما كه جز خور و خواب و خشم و شهوت ، هيچ چيز ديگر نمى فهمند ، انسانهائى بسازند كه نه تنها به زندگى خود معنائى ببخشند [ و يا معناى آنرا واقعا درك كنند ] بلكه معنىدار بودن جهان هستى را نيز اثبات كنند - < شعر > بگذر از باغ جهان يك سحر اى رشك بهار تا ز گلزار جهان رسم خزان برخيزد < / شعر > ما بعضى از شرايط اين گونه معلَّمان و مربّيان را در اينجا متذكَّر مى شويم :
شرط يكم - دارا بودن معلَّم و مربّى آنچه را كه تعليم ميكنند و آنچه را كه بعنوان تربيت مى خواهند در انسانها بوجود بياورند يعنى بايد بدانند كه چه چيزها را به متعلَّمان تعليم مى دهند و بدانند هويّت و آثار و شرايط آن دگرگونى ( تربيت ) را كه مى خواهند در انسانهاى مورد تربيت بوجود بياورند چيست . آيا اين شرط اساسى تاكنون در تعليم و تربيت نوع بشر مراعات شده است اگر در پاسخ اين سؤال بطور كلَّى بگوئيم : اين شرط اساسى تاكنون در تعليم و تربيت مراعات شده است ، قطعا سخنى خلاف واقع گفتهايم . و اگر بگوئيم : اين شرط اساسى بهيچ وجه مراعات نشده است ، اين هم سخنى است نادرست . پاسخ صحيح اينست كه شرط مزبور گاهى بخوبى مراعات شده است ، يعنى معلَّم و مربّى