ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٧٥ - آغاز عبادت آگاهى از جان پاك است كه شعاعى از اشعّهء خداوندى است و پايان آن رسانيدن اين جان به جاذبهء ربوبى
< شعر > گر نخواهم داد خود ننمايمش چونش كردم بسته دل بگشايمش < / شعر > در اين جريان سرتاسر حكمت و عدل و لطف الهى ، بايد ما پديدهء اختيار را در نظر بگيريم كه اساسىترين شرط پذيرش تعليم و تربيت تكاملى است . اگر يك انسان را با تعليم و تربيت جبرى به درجه اى از امتيازات برسانند كه همه چيز را جبرا بداند همان گونه كه آيينه جبرا صور و اشكال را در خود منعكس مى سازد ، همهء سازندگىها را جبرا انجام بدهد ، و بطور كلَّى بمرحله اى از علم و قدرت جبرى برسد كه [ بفرض محال ] بتواند هستى را بسازد ، چنين انسانى داراى كمترين فضيلت و ارزش نمى باشد ، زيرا آن همه امتيازات را كه بدست آورده است ، مستند به اختيارش نبوده و خودش انجام نداده است ، بلكه عامل قويتر او را به جبر داراى آن امتيازات نموده است ، چنانكه زنبور عسل ، بدون اندك اختيار واسطهء ساخته شدن عسل است . بنا بر اين ، براى تحقّق بخشيدن به آن مقدار مختصّات و قوانينى كه بشر در زندگى طبيعى خود بايد آنها را مراعات كند تا بزندگى خود ادامه بدهد ، تعليم و تربيت خداوندى با جبر به كار مى افتد و بشر را در مسير زندگى خود قرار مى دهد . و امّا تعليم و تربيت مربوط به تحصيل آگاهىهاى ارزشى و فضيلت و اخلاق و ديگر مختصّات تكاملى ، بدون اختيار معنائى ندارد . يعنى خداوند سبحان بندگان را براى وصول به مراحل كمال ، صدق و صفا و عمل به تعهّد و برقرار كردن ارتباط با خدا و ارزش دادن به كار و كالاى مردم ، و گذشت از شهوات و هوى و هوس و زير پا گذاشتن كبر و نخوت تعليم مى دهد و با آماده كردن مقدّمات عمل به امور مزبوره بندگان خود را تربيت مى نمايد ، ولى تكاپو و تلاش براى بدست آوردن امور مزبوره با طىّ مقدّمات عمل بان امور ، مربوط به اختيار خود انسانها است . و بعبارت ديگر - خود انسانها بايد با « نظارت و سلطهء شخصيّتشان به دو قطب مثبت و منفى كار » كه معناى اختيار است ، قدم بردارند و معلوم است كه همواره شمارهء انسانهائى كه با اختيار از تعليم و تربيت خداوندى برخوردار ميشوند ، بسيار اندك است و براى همين انسانهاى معدود است كه جهانى بجريان افتاده است - < شعر > بسوزد شمع دنيا خويشتن را ز بهر خاطر پروانه اى چند < / شعر >