ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٠ - ٣ - سوم از اوصاف علم واقعى از ديدگاه امير المؤمنين عليه السّلام حلم است
معلومات كه ناتوانى خود را از حلّ آن معمّاهاى ناگشودنى نشان داده است ، جز آتش زدن بهمهء نيروهاى جسمى و روانى چيز ديگرى نيست . علمى كه نه در قلمرو مادّه و نه در عالم معنى اثرى نداشته باشد ، مانند آن بند بازى يا شطرنج بازيست كه هرگز بازى كننده موفّق به برد نخواهد بود . ماهيّت اين شطرنج باختن است و بس - < شعر > برد نقد عمر نرّاد سپهرت پاك تو هى بگردان طاس تا دادت ز ششدر بگذرد < / شعر > حجّة الاسلام نيّر ٣ - سوم از اوصاف علم واقعى از ديدگاه امير المؤمنين عليه السّلام حلم است .
آيا مقصود از حلم همان معناى معمولى اخلاق رسمى است كه عبارتست از جلوگيرى از هيجان و مهار كردن خشم و شتاب در وصول به خواستهها البتّه نه ، اگر چه حلم بهمين معناى اخلاقى رسمى يكى از صفات خوب انسانى و عامل استحكام شخصيّت و پيروزى در ميدان زندگيست ، ولى بنظر مى رسد كه معناى حلم كه امير المؤمنين ( ع ) بارها در نهج البلاغه آنرا ضميمهء علم ساخته يا آنرا شرط برخوردارى از علم قرار داده است ، بالاتر از آن معناى رسمى است . اين معنا را مى توان بدينگونه توضيح داد كه مقصود از حلم آن ظرفيّت و متانت روحى است كه انسان را از اسارت در چار چوبهء آن معلوم كه بگمانش « جهانى است بنشسته در گوشه اى » نجات مى بخشد . بنا بر اين معنى ، كارى كه حلم براى عالم انجام مى دهد ، بسيار متنوّع و مفيد است . از آن جمله : ١ - ظرفيّت انسان عالم را زيادتر ميكند و درك ميكند كه آدمى هر اندازه هم از دانشهاى زياد برخوردار باشد ، بقول بعضى از نوابغ بزرگ : مثل ما مثل كودك تازه براه افتاده ايست كه در كنار اقيانوسى بىپايان از واقعيّات مجهول ايستاده و فقط سنگريزهها و شنهاى رنگارنگى را در پيش رويش ، زير آب مى بيند و گمان مى برد همه چيز را در آن اقيانوس مى بيند اين ظرفيّت موجب اشتياق به افزودن علم ميباشد و به معلومات محدود قناعت نمى ورزد .
٢ - بدانجهت كه علم در همهء دورانها و همهء جوامع امتيازى تلقّى مى شود كه براى عالم نوعى برترى بر ديگران را اثبات مى كند ، لذا مناسبترين وسيله براى خود نمائى و خود خواهى مى گردد و به عبارت ديگر علم او را در ويترينى مى گذارد كه تماشاگهى