ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٤ - تقسيم سوم در بارهء انسانها
عليه السّلام را كه تجسّمى از اسلام است ، تأمين نموده است . مى دانيم كه مبناى ٣٠ مادهء اعلاميّهء جهانى حقوق بشر همان مادهء اوّل است كه مى گويد : انسانها برابر و برادر هم و آزاد هستند . اگر درست دقّت شود روشن مى گردد كه امير المؤمنين عليه السّلام در فرمان مالك اشتر ، مخصوصا در جملهء فوق كه انسانها را تقسيم ميكند ، با اين كه تساوى افراد نوع انسانى را در ارزش حيات و حقوق آن تصريح مى نمايد ، ضمنا گوشزد ميكند كه نوع انسانى داراى يك تقسيم آرمانى است و آن اينست كه افرادى از اين نوع معتقد به عقايد و احكامى هستند كه در حركت بسوى هدف اعلاى زندگى با آگاهى و احساس تعهّد گام برميدارند . اينان باضافهء اين كه انسانند ، از جان خود آگاهى نيز دارند - < شعر > چيست دين برخاستن از روى خاك تا كه آگه گردد از خود جان پاك < / شعر > اقبال لاهورى اين نكته يكى از امتيازات بسيار با اهمّيّت فرمان مالك اشتر بر اعلاميّهء جهانى حقوق بشر است كه متأسّفانه طبيعت محض انسانها را در نظر گرفته ، فرقى ميان سقراط و قضات نابكار آتن كه حكم به اعدامش دادند ، نمى گذارد نرون در اين اعلاميّهء حقوق همان اندازه انسان است كه مارك اورل زمامدار حكيم رم موسى بن عمران و فرعون طاغوت از اين اعلاميّه بىكسان برخوردارند و ماكس پلانك انسان و هيتلر ضدّ انسان ، بطور مساوى مشمول موادّ اين اعلاميّه مى باشند ويكتور هوگو همان قيافه و شخصيّت را در اين اعلاميّه دارد كه نويسندگان تباه كنندهء ارواح بشرى علىّ بن ابي طالب ( ع ) و معاويه مالك اشتر و عمرو بن العاص شخصيّت فروش ، ابو ذر غفارى و ابو جهل ، حسين ( ع ) و يزيد ، همهء اين اضداد غير قابل اجتماع بدون تفاوت مشمول اعلاميّهء جهانى حقوق بشرند ما مى دانيم كه حقوقدانان حرفه اى همان مقدار از اين سخنى كه مى گوئيم ، بخنده خواهند افتاد كه متديّنان حرفه اى از مادّهء اوّل اعلاميّه ، ولى هر دو خنده بىمورد و ناشى از جهل به طبيعت محض انسان و انسان به اضافهء فضيلت و شرافت و تقوى است .
همان گونه كه يك متديّن حرفه اى نه متديّن واقعى كه [ عبارتست از انسان شكفته شده با عاليترين اصول انسانى - الهى ] نمى فهمد كه ارزش حيات كه جلوه گاه مشيّت