ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٢ - ٣ - كسى را بخواهى ، سبقت از تو نگيرد و هر كس را كه گرفتى از دست تو فرار نتواند كرد ) *
است . لذا او با كمال بىاعتنائى و بىتوجّهى به غناى مطلق خداوندى و منزّه بودن او از خودخواهى كه از احساس لزوم جبران نقص يا زياده طلبى براى لذّت يابى ، ناشى مى گردد ، نسبت منفعت طلبى را به خدا مى دهد . البتّه تاكنون ديده نشده است كه اشخاص رشد يافته و داراى مغز ورزيده و متفكَّر چنين نسبت ناروائى را به خدا بدهند ، ولى گاهى از طرز گفتار و كردار برخى مردم ساده لوح يا اشخاص جاهل در بارهء غناى مطلق خداوندى ، اين گونه گمانهاى نابجا ديده مى شود . امام حسين عليه السّلام ، آن سرور شهيدان ، در مناجاتش با خدا چنين عرض مى كند : إلهى أنت الغنىّ بذاتك أن يصل إليك النّفع منك فكيف لا تكون غنيّا عنّى [١] ( خداى من ، تو در ذات خود چنان بىنيازتر از آن هستى كه براى تو منفعتى از خود تو برسد ، پس چگونه بىنياز از من نباشى ) ٣ - كسى را بخواهى ، سبقت از تو نگيرد و هر كس را كه گرفتى از دست تو فرار نتواند كرد . ) * < شعر > باد ما و بود ما از داد تست هستى ما جمله از ايجاد تست لذّت هستى نمودى نيست را عاشق خود كرده بودى نيست را لذّت انعام خود را وامگير نقل و بادهء جام خود را وامگير ور بگيرى كيت جست و جو كند نقش با نقّاش كى نيرو كند < / شعر > و لا يمكن الفرار من حكومتك ( خداوندا ، فرار از عرصهء حاكميّت تو امكان ندارد . ) اگر فرار از خويشتن براى كسى در اين دنيا قابل تصوّر باشد ، و اگر براى كسى
[١] دعاى عرفه ، حضرت امام حسين سيّد الشّهداء عليه السّلام .