ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٠ - او قابل ديدن با چشمان ظاهرى نيست ، زيرا او ما فوق محسوساتست
< شعر > موج از حقيقت گهر بحر غافل است حادث چگونه درك نمايد قديم را < / شعر > منسوب به صائب تبريزى ١٥ ، ٢٢ - لم تخلق الخلق لوحشة ، و لا استعملتهم لمنفعة ، و لا يسبقك من طلبت ، و لا يفلتك من أخذت ، و لا ينقص سلطانك من عصاك ، و لا يزيد فى ملكك من أطاعك ، و لا يردّ أمرك من سخط قضائك ، و لا يستغنى عنك من تولَّى عن أمرك ( مخلوقات را براى دفع وحشت نيافريدى ، و آنها را براى سود بردن بكار نينداختى ، هر كس را كه طلب كنى ، براى گريز از تو ، توانائى سبقت ندارد ، و هر كس را كه گرفتى قدرت فرار از ترا دارا نيست ، كسى كه ترا معصيت كند از سلطهء تو نكاهد . و كسى كه اطاعتت كند بر ملك تو نيفزايد ، كسى كه از قضاى تو به غضب در آيد ، نتواند امر ترا برگرداند ، و كسى كه از امر تو روى گردان شود ، بىنياز از تو نخواهد گشت . ) او است غنىّ مطلق جلّ جلاله
او است غنىّ مطلق جلّ جلاله امير المؤمنين عليه السّلام در جملات فوق با بليغترين بيان ، بىنيازى مطلق خداوندى و ناتوانى بندگان را گوشزد مى فرمايد :
١ - مخلوقات را براى دفع وحشت از خود نيافريده است
١ - مخلوقات را براى دفع وحشت از خود نيافريده است - در خطبهء اوّل فرموده است : متوحّد إذ لا سكن يستأنس به و لا يستوحش لفقده ( يگانه خداوندى كه نياز به وسيلهء آرامشى ندارد كه با او انس بگيرد و از فقدانش بوحشت بيفتد . )