ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٠٤ - ٦ - استدلال با دريافتهاى انسانهاى كمال يافته
اين است كه مى فرمايد :
من نصب نفسه للنّاس إماما فليبدأ بتعليم نفسه قبل تعليم غيره و ليكن تأديبه بسيرته قبل تأديبه بلسانه ، و معلَّم نفسها و مؤدّبها أحقّ بالإجلال من معلَّم النّاس و مؤدّبهم [ حكم شمارهء ٧٣ ] ( هر كس كه خود را براى مردم پيشوا قرار بدهد ، بايد پيش از تعليم ديگران نخست به تعليم خويشتن بپردازد ، و بايد تأديب با كردار پيش از تأديب با زبانش باشد ، و انسانى كه به تعليم و تأديب خويشتن بپردازد ، به تعظيم شدن شايسته تر از معلَّم و مربّى ديگر انسانها است . ) اين كلمات شريفه دلائل حكيمانهء خود را چنان ارائه مى كند كه گوئى آن دلائل صريحا ذكر شده است . يعنى اين دليل كه - < شعر > ذات نايافته از هستى بخش كى تواند كه شود هستى بخش < / شعر > و اين دليل كه - دو صد گفته چون نيم كردار نيست حقايقى است كه بمجرّد شنيدن كلمات شريفهء فوق به ذهن آدم آگاه متبادر مى گردد .
٦ - استدلال با دريافتهاى انسانهاى كمال يافته - مقصود از دريافتهاى شخصى ، دريافتهاى تخيلى و احساساتى خام نيست ، بلكه مقصود دريافت با عظمتترين اصول است كه فقط براى شخصيتهاى رشد و كمال يافته دست مى دهد . اين همان دريافتها است كه تكيه گاه انسانهائى است كه مى خواهند بدانند ، يا تا حدودى مى دانند كه كيستند از كجا آمدهاند براى چه آمدهاند بكجا مى روند . بعنوان نمونه امير المؤمنين عليه السّلام مى فرمايد : و إنّى لعالم بما يصلحكم و يقيم أودكم و لكنّى لا أرى إصلاحكم بإفساد نفسى [ خطبهء ٦٩ ص ٩٩ ] ( و من به يقين مى دانم آنچه را كه شما را اصلاح ميكند و انحرافتان را