ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨٩ - ٤ - توصيف ارزشى
طبيعى انسانها هرگز انقطاع نخواهد پذيرفت ، مگر اين كه تاريخ انسانى شروع شود و مستضعف و بينوا از قاموس بشر حذف گردد و در كتابهاى تاريخ فقط براى مطالعهء سرگذشت طبيعى بشر ثبت شود . بهر حال اين گروه سوم ( الهمج الرّعاع ) ، تا آن زمان كه قدرت و سلطه گرى در جوامع بشرى وجود دارد ، مطرح خواهد بود .
در اين بيت صائب تبريزى دقّت كنيد :
< شعر > از مردم افتاده مدد جوى كه اين قوم با بىپر و بالى پر و بال دگرانند < / شعر > اگر مقصود از مردم افتاده آزاد مردان نباشد .
در صورتى كه اگر قدرتها در اشكال متنوّعى كه دارند ، از دست قدرت پرستان در آمده و با توزيع عادلانه در جوامع مورد بهره بردارى قرار بگيرد ، هيچ انسانى بىبال و پر در ميان انسانها وجود نخواهد داشت تا بال و پرى براى پرواز قدرتمندان خودخواه باشد . مسأله اى كه در اين صورت مطرح خواهد گشت پروازهاى طولانى و نزديك و كوتاه و مرتفع خواهد بود كه اين تفاوت كمّى در جامعه اى كه كيفيّت انسانى زير بناى « حيات معقول » آنان است ، نه حقارتى ايجاد خواهد كرد و نه محروميّتى از حقّ و عدل .
رابطهء امير المؤمنين ( ع ) با اين سه گروه نيز كاملا مشخّص است . امّا گروه اوّل و دوم ( عالم ربّانى و متعلَّم در راه رستگارى ) تجسّم يافته اى از آرمانهاى انسانى - الهى امير المؤمنين ( ع ) است . اينان همان كاروانيانى هستند كه امير المؤمنين - ( ع ) پيشتاز آن كاروان است ، امّا گروه سوم ( الهمج الرّعاع ) براى اين انسان الهى فوق العاده مورد اهمّيّت است ، تعليم و تربيت افراد اين گروه براى اين معلَّم و مربّى بزرگ اساسىترين تكليف انسانى - الهى است . گرفتن حقوق اين گروه از دست قدرتمندان خود كامه مانند تنفّس ضرورى براى انسان زنده است ، ما در سرتاسر نهج البلاغه با اين حقيقت صريح روبرو هستيم كه مى گويد : اين كه زمامدارى را پذيرفتهام ، هدفى جز احقاق حقّ مردم و جلوگيرى از ستم ستمكاران ندارم . اين عبارت را دقّت فرمائيد :
أمّا و الَّذى فلق الحبّة و برأ النّسمة لو لا حضور الحاضر و قيام الحجّة بوجود النّاصر و ما أخذ اللَّه على العلماء أن لا يقارّوا على كظَّة ظالم و لا سغب مظلوم لألقيت حبلها على غاربها و لسقيت آخرها بكأس أوّلها