ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٧٥ - ١ - توصيف منطقى
٥ - و كمال اخلاص به او نفى صفات تركيب كنندهء ذاتش ( و كمال الإخلاص له نفى الصّفات عنه ) سه - « چگونه توصيف كنم اين دنيا را كه آغازش مشقّت و پايانش فنا است ، در حلالش حساب و در حرامش كيفر است ، كسى كه در آن احساس بىنيازى كند ، شورش و آشوب بر پا كند و كسى كه دچار فقر و ضلالت شود ، در اندوه غوطه ور مى گردد ، هر كس كه دنبالش بدود ، از او فوت مى شود و هر كس كه به آن بىاعتنائى كند ، تسليمش مى شود ، كسى كه آنرا وسيلهء بينائى قرار بدهد ، بينايش مى سازد و هر كس كه با عشق و علاقه در آن بنگرد ، نابينايش مى نمايد . » ( ما أصف من دار أوّلها عناء و آخرها فناء ، فى حلالها حساب و فى حرامها عقاب . من استغنى فيها فتن و من افتقر فيها حزن و من ساعاها فاتته و من قعد عنها و اتته و من أبصر بها بصّرته و من أبصر إليها أعمته . ) [١] اگر بخواهيم رابطهء انسان را با آن همه استعدادها و نيروهايش ، با جهان گذران توصيف كنيم ، بهتر از اين نمى توان توصيف نمود ، اين توصيف جهان هستى نيست كه سرتاسر آن آيات الهى و مشمول قوانين است ، قوانينى كه جلوه گاه مشيّت خداوندى است ، بلكه اين توصيف در بارهء زندگى انسان در اين دنيا است و رابطهء وى با آن است ، لذا از اين زندگى ، حياة دنيا تعبير شده است .
چهار - « زهد عبارتست از كوتاه كردن آرزوها و شكر در موقع وصول به نعمت و اجتناب و خويشتندارى از محرّمات . » ( الزّهادة قصر الأمل و الشّكر عند النّعم و التّورّع عند المحارم ) [٢] اين توصيف را مى توان با تعريف منطقى نيز تعبير نمود .
[١] ج ١ شمارهء ٨٢ .
[٢] ج ١ شمارهء ٨١ .