ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٧٤ - ١ - توصيف منطقى
كظَّته البطنة فكلّ تقصير به مضرّ و كلّ إفراط له مفسد . ) [١] درست است كه اين مختصّات را كه امير المؤمنين ( ع ) در بارهء قلب فرموده است ، جنس و فصل بمعناى اصطلاح منطقى نيست ، ولى براى شناخت آن عامل درونى كه قلب ناميده شده است ، روشنگر و توضيح دهنده ميباشد . در خطبهء اوّل با چنين توصيفى روبرو هستيم : دو - اوّل دين معرفت خدا است .
( أوّل الدّين معرفته ) [٢] در اين توصيف مقصود از اوّل ، آغاز زمانى نيست . بلكه مقصود پايه و اساس زندگى دينى است كه البتّه بطور طبيعى آغاز زمانى را نيز شامل مى شود . در اين جمله و جملات بعدى كلمهء اوّل معرّف ( به فتح راء ) و كلمهء دوم معرّف ( به كسر راء ) يا باصطلاح ديگر كلمهء اوّل توصيف شونده و كلمهء دوم توصيف كننده ميباشد .
٢ - و كمال معرفت او تصديقش ( و كمال معرفته التّصديق به ) معرفت خداوندى بدون تصديق بوجودش به مرحلهء كمال نمى رسد . بنا بر اين تصديق بوجود خداوندى توضيح دهندهء كمال معرفت او است .
٣ - و كمال تصديق او توحيدش ( و كمال التّصديق به توحيده ) ٤ - و كمال توحيد او اخلاص بمقام كبريائىاش ( و كمال توحيده الإخلاص له )
[١] ج ١ شمارهء ١٠٨ .
[٢] ج ١ شمارهء ١ .