ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٦٢ - استدلالهاى منطقى و انواعى ديگر از استدلالها
برترى را باستقراء دادهاند و گفته شده است : استدلال قياسى داراى اهمّيّت اثباتى نيست . و اين نظريّه يك گمان بىاساس است كه ناشى از نشناختن هويّت تجربه و مشاهده و قياس است . اگر اينان درست دقّت كنند ، خواهند ديد كه استقراء پيگردى و تتبّع و تجربهء ماهيّات و مختصّات اشياء نيز به قضاياى كلَّيّه اى مى رسد كه در استدلالهاى قياسى بعنوان مقدّمات بكار مى رود . حتّى اگر كمى دقيقتر شويم ، خواهيم ديد در هنگام استقراء و تجربه نيز از روش قياسى بهره برداريها مى نمائيم .
٤ - استدلال قياسى
٤ - استدلال قياسى - عبارتست از تنظيم مقدّمات با شرايط معيّن براى بدست آوردن نتيجهء مطلوب كه خود به اقسام مختلفى تقسيم مى شود .
٥ - استدلال تمثيلى
٥ - استدلال تمثيلى - عبارتست از استخراج جامع مشترك از يك واقعيّت براى تعميم حكم در بارهء همهء واقعيّتهاى مشابه . استدلال حكمى - باضافهء اين كه همهء انواع استدلالهاى منطقى را مى پذيرد ، دو نوع استدلال را براى اثبات واقعيّات ارائه مى دهد :
نوع يكم ٦ - استدلال با دريافتهاى انسانهاى كمال يافته
٦ - استدلال با دريافتهاى انسانهاى كمال يافته بايد اين اصل بسيار با اهمّيّت را در نظر بگيريم كه ارزش دريافت شخصى ، مربوط به كيفيّت شخصيّت در مسير تكامل است ، لذا هر اندازه شخصيّت يك انسان با عظمتتر و از خرد و هوش و كياست و فهم و وجدان و تهذّب ، بيشتر برخوردار باشد ، قطعى است كه دريافتهاى او در بارهء واقعيّات اصيلتر و روشنتر خواهد بود . اين اصالت و روشنائى گاهى در حدّى از عظمت و اقناع كنندگى است كه دلائل رسمى منطقى و رياضى از عهدهء آن بر نمى آيد . وقتى كه علىّ بن ابي طالب عليه السّلام مى فرمايد : و إنّى لعالم بما يصلحكم و يقيم أودكم و لكنّى لا أرى إصلاحكم بإفساد نفسى [ خطبهء ٦٩ ص ٩٨ ] ( و من يقينا آنچه را كه شما را راضى ميكند و انحرافتان را از من منتفى مى سازد [ كه شما آنرا مصلحت خودتان مى نمايد ] مى دانم و لكن با آن گونه اصلاح كه فقط خوشايند شما است نه مصلحت واقعى براى شما ، خودم را فاسد نميكنم . )