ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٥٦ - گروه دوم - مطالبى است كه رابطهء على ( ع ) را با جهان هستى توضيح مى دهد
لمن تزوّد منها و دار موعظة لمن اتّعظ بها ، مسجد أحبّاء اللَّه و مصلَّى ملائكة اللَّه و مهبط وحى اللَّه و متجر أولياء اللَّه [١] ( دنيا جايگاه صدق و حقيقت است براى كسى كه آنرا بجاى آورده است و جايگاه وصول به آرمانها است براى كسى كه آنرا بشناسد و جايگاه بىنيازيست براى كسى كه زاد و توشه از آن برداشته است و جايگاه پندگيرى است براى كسى كه اندرز از آن بگيرد . اين دنيا مسجد دوستان خداوندى است و نمازگاه فرشتگان الهى و جايگاه فرود آمدن وحى خداوندى و تجارتخانهء اولياء اللَّه . ) ملاحظه مى شود كه امير المؤمنين ( ع ) رابطهء يك انسان كامل را با اين دنيا رابطهء وسيلهء كمال با كسى كه در صدد وصول به رشد و كمال است معرّفى مى نمايد . و در حقيقت دنيا كه عبارتست از سطوح جهان طبيعت در حال ارتباط با انسانى كه داراى نيروها و ابعاد بسيار سازنده و عامل تكامل است ، واقعيّتى است كه ارزش و عظمت آن وابسته به برداشتى است كه انسان از زندگى خود در اين دنيا دارد . مولوى مى گويد :
< شعر > تو درون چاه رفتستى ز كاخ چه گنه دارد جهانهاى فراخ مر رسن را نيست جرمى اى عنود چون ترا سوداى سر بالا نبود < / شعر > امير المؤمنين عليه السّلام جمله اى ديگر در نهج البلاغه ج ٢ شمارهء ١٣٣ دارد كه هيچ يك از فلاسفه و حكماء جمله اى باين محتواى با عظمت در بارهء رابطهء انسان با دنيا نگفته است . اين جملهء مختصر چنين است : النّاس فيها رجلان : رجل باع نفسه فيها فأوبقها و رجل ابتاع نفسه فأعتقها [٢] ( مردم در اين دنيا بر دو صنفند : صنف يكم - كسانى هستند كه خود را
[١] خطبهء ١٣١ .
[٢] ج ٢ - شمارهء ١٣٣ .