ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١٩ - علم است يا حقّه بازى
را به رهبرى خود برگزينند و موضوعات اصلى فلسفهء آنان تحقيق در يأس و وحشت از عدم باشد . بارى امروز در مى يابيم كه سؤالى كه رومن رولان از ارنست رنان كرده بود ، مهمّترين مسألهء قرن ما است ، اگر در صد سال پيش بشر مى توانست اميدوار باشد كه علم مى تواند نقائص را فورا رفع كند و بر فراز ويرانهها بسرعت بنائى نو بسازد ، امروز مى دانيم كه علم تجربى ممكن است براى تخريب و نابود ساختن جوابهائى كه حكمت و دين قديم بسؤالات بشر مى داد ، آماده باشد ، امّا نمى تواند اين سؤالات را از ميان ببرد كه سهل است ، بر وسعت و حدّت و وخامت آن نيز مى افزايد . افكار ضدّ دينى امروز راه بزرگى براى آشنايى با دلهرهء متافيزيكى است ، امروز ديگر كشيش نيست كه انسان فراموشكار و بىغم و خيالباف را از مرگ مى ترساند ، و به او تعليم مى دهد . امروز آموزگار و مورّخ و شيمى دان و زيست شناس و ستاره شناس و زمينشناس . . . و گاگارين خيالات ( ايدههاى ) پاسكال را محسوس و عالمگير مى سازند . امروز ديگر امثال بوسوئه و بوردالو نيستند كه از بالاى منبر كليسا سعى ميكنند رنج بشر بيدين را ابداع و مجسّم كنند . امروز سارتر اين رنجها را بر روى صحنهء تماشا خانهها به آزمايش و نمايش مى گذارد . [١] امروز بر خلاف گذشته قدرتهاى سياسى بجاى آنكه بكوشند اديان كهنه را نگه دارند ، سعى مى كنند ظهور مجدّد احساسات دينى را در نطفه خفه كنند . . . البتّه بهيچ وجه مسلَّم نيست كه ظهور مجدّد احساسات دينى دوام داشته باشد [ منظور احساسات خام بايد باشد نه احساسات برين كه پاسخ گوى سؤالات اساسى بشر بوسيلهء حكمت و دين مى باشد ] و تقريبا يقين است كه اديان آينده ناگزير با اديان گذشته متفاوت خواهد بود . [٢] امّا بديهى است كه سعى در خفه كردن اين نهضتهاى جديد از راه
[١] البتّه همه مى دانيم كه نوشتههاى سارتر كه بقول بعضى از آگاهان از دانشمندان خود فرانسه بيشتر براى معرّفى خود سارتر بوده است ، لذا ارزش مطالبى كه گفته است بايد با ارزش شخصيّت او مقايسه شود . اوژن يونسكو در مصاحبه اى كه با نيوزويك ( ١٧ اكتبر ١٩٧٧ صفحهء B ٥٢ ) انجام داده است مى گويد : « مردم در بارهء سارتر مى نوشتند : او وجدان زمانش است ولى مى بايست آنان بگويند : كه وى ( سارتر ) نمونهء بىوجدانى عصر خود بود » .
[٢] نويسنده ظهور آخرين اديان آسمانى را كه اسلام است ناديده گرفته است و نيز از اين حقيقت كه متن مشترك همهء اديان حقّه يكى است ، غفلت ورزيده است . ١ . وضع و شرايط روح علمى ص ٢٣ ژان فوراستيه ترجمهء آقاى عليمحمّد كاردان .