ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١٤ - مطلب چهارم - نويسنده مى گويد ١٧١ مذهب همواره آلت دست طبقهء مقتدر و هيئت حاكمهء جامعه است
فرهنگ و علم و ادب و پول و ثروت و هر گونه امتيازى كه بتواند وسيلهء قدرت باشد « بىاطَّلاع بوده باشد . آيا مذهبى كه مى گويد : ( مِنْ أَجْلِ ذلِكَ كَتَبْنا عَلى بَنِي إِسْرائِيلَ أَنَّه مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِي الأَرْضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعاً ) [١] ( حقيقت اينست كه اگر كسى يك انسان را بدون عنوان قصاص يا فساد در روى زمين بكشد ، مانند اينست كه همهء انسانها را كشته است و هر كسى يك فرد را احياء كند ، مانند اينست كه همهء مردم را احياء نموده است . ) مى تواند اختلافى را كه موجب كشته شدن يا بيچاره گشتن مردم است ، بوجود بياورد يا آنرا دامن بزند اين كه حتّى ارباب اديان گوناگون با يكديگر همزيستى داشتهاند مانند بودائى با شنتوئى در ژاپون و اسلام و يهودى و مسيحى و زرتشتى در عدّه اى از جوامع مسلمين ، مانند ايران و غير ذلك ، قابل انكار و ترديد نيست . آيا در گذشته و حال دانشگاهها و مراكز علمى و بيمارستانهاى كشورهاى اسلامى پر از اساتيد و دانش پژوهان اديان مزبوره نبوده و نيست آيا خود جوامع يهود و نصارى نبودند كه زمامدارى مسلمين را بجهت دادگرى قوانين اسلامى و آزاد بودن در امور مذهبىشان مى پذيرفتند .
مطلب چهارم - نويسنده مى گويد : « مذهب همواره آلت دست طبقهء مقتدر و هيئت حاكمهء جامعه است و براى مغلوب كردن طبقهء زيردست ، همواره تسبيح و صليب با سرنيزه در يك صف حركت مى نمايند . « آيا سوء استفاده طبقهء مقتدر و هيئت حاكمهء جامعه مخصوص به مذهب است آيا قدرتمندان و گردانندگان انسان نشناس جامعه براى وصول به آرمانهاى خود از كدامين امتيازات انسانى صرف نظر كردهاند كه مى بايست مذهب هم يكى از آنها باشد آيا صنعتى كه بايد در رفاه و آسايش انسانها بكار گرفته شود ، در راه نابود كردن انسانها مورد بهره بردارى قرار نگرفته است
[١] المائده آيهء ٣٢ .