ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١٣ - مطلب دوم - نويسنده مى گويد ١٧١ مذهب اگر صحيح باشد بايد ثابت باشد ١٨٧
فرض مى كنيم كه اين همه نابخردىها و نابكاريها مستند به اختلافات مذهبى بوده است ، آيا اختلافات ميان ارباب مذاهبى بود كه خود را قدرتمند مى ديدند و در صدد جنگ و كشتار و حقّ كشىها بر مى آمدند ، يا ميان خود مذاهب بايد توجّه كنيم كه قطعا آن همه نابسامانىها ناشى از اعراض از متن اصل مذهب است كه در مطلب دوم تا حدودى آنرا مطرح نموديم . هرگز پيامبران الهى كه واقعا از طرف خدا مبعوث شدهاند نه تنها امر بايجاد اختلاف ننموده و اختلافات موجود را دامن نزدهاند بلكه مطابق آيات قرآنى باين مضمون كه ملاك ارزش در نزد خداوند سبحان تقوى و فضيلت است بايستى اختلافات انسانى در مسير رقابتهاى سازنده نه تضادّهاى كشنده بكار بيفتد ، لذا مذاهب اختلافات طبيعى و فكرى و ذوقى را نفى نمى كنند ، بلكه چنانكه از سير تاريخى اديان الهى مى بينيم آن اختلافات را با انداختن در مسير رقابتهاى سازنده به ثمر مى رسانند . آيهء ( آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَيْه مِنْ ) [١] ( ما مردم با ايمان ميان هيچ يك از رسولان الهى جدائى نمى اندازيم . ) زيرا همهء آنان از يك مبدء آمده براى يك هدف والا دعوت مى كنند .
البتّه مذهب با جامعه اى كه عليه مذهب حقيقى حركت ميكند و با مذهبى كه بوسيلهء سود جويان و قدرتمندان ساخته شده تا بينوايان را تخدير كنند و با هر مذهب غير انسانى - الهى اختلاف شديد و آشتى ناپذير دارد ، زيرا فقط مذهب حقيقى است كه مى تواند حيات معقول و قابل تفسير و توجيه را براى انسانها بوجود بياورد پس منطق حقيقى اقتضاء ميكند كه رهبران دلسوز به نوع انسانى به تهذيب بشرى بپردازند و او را با مكارم اخلاق آشنا بسازند و با بكار انداختن قواى محرّك عقل و قطب نماى وجدان ، او را در مسير كمال قرار بدهند ، تا اختلافاتى را كه موجب تضادّ كشنده ميباشد ، چنان تفسير و توجيه نمايند كه به رقابتهاى سازنده مبدّل شوند . گمان نمى رود نويسنده از « طبيعى و معمولى بودن سوء استفادهء بشر تربيت ناشده از همهء امتيازات عالى مانند
[١] البقرة آيهء ٢٨٥ .