ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٠٩ - مطلب دوم - نويسنده مى گويد ١٧١ مذهب اگر صحيح باشد بايد ثابت باشد ١٨٧
٢ - اين جهان هستى كه ما در آن زندگى مى كنيم ، معنىدار بوده ، تصادفى و بيهوده و داراى حركت كور نيست و رو به يك هدف يا نتيجهء بسيار مهمّى در جريان است .
٣ - اين جهان هستى آفريننده اى دارد كه داراى همهء صفات جمال و جلال است كه مجموعا صفات كماليّه ناميده ميشوند . مبارزه با اين حقيقت ثابت مساوى با مبارزه با بديهىترين حقائق است . باضافهء دلائل نوعى و شخصى براى اثبات اين آفريننده .
يكى از روشنترين دلائل اثبات خدا ، اينست كه همهء ارزشها و عظمتهايى كه در حيات انسانها ديده ميشوند ، فقط با استناد به وجود خدا و مشيّت او است كه مى توانند قابل قبول بوده باشند . مثالى را براى توضيح در نظر بگيريم : اين مثال ، همان احساس برين تكليف و استناد انجام آن ، فقط به احساس برين نه بود سوداگرىهاى گوناگون است .
بارها گفتهايم : اگر خدائى وجود نداشت ، گذشت از لذائذ و بهره بردارى نكردن از قدرت در مسير خود هدفى ، با تكيه باين كه من احساس برين دارم و بايد در راه خدمت بانسانها از لذائذم دست بردارم و از قدرتم استفاده نكنم يا قدرتم را در راه خدمت بانسانها بكار ببندم ، همهء اين سخنان نه تنها بىارزشتر از هذيان گوئىهاى ديوانگان مى شد ، بلكه نوعى خودكشى محسوب مى گشت كه عبارتست از چشم پوشى از لذائذ طبيعى محض و مخصوصا دست برداشتن از قدرت يا بهره بردارى از آن در راه خدمت بهم نوع و غير ذلك .
٤ - خداوند هستى آفرين انبيائى را براى اصلاح حال بشر و دور كردن او از كثافات و آلودگىها مبعوث نموده است . و كسانى كه مى گويند : بشر مى تواند خود را اداره كند و نيازى به پيغمبران ندارد ، اگر بگوئيم غرض ورزى ندارند ، حتما از سرگذشت خونين و خونبار و خون آشام و حقّ كش و باطل پرستى بشر اطَّلاعى ندارند . اگر بشر را بحال خود بگذارند - < شعر > آدمى خوارند اغلب مردمان از سلام عليكشان كم جو امان < / شعر > اگر پيامبرانى نباشند كه اثبات كنند انسان موجوديست كه مى تواند با ابعاد معنوى مستند به مشيّت الهى زندگى كند ، شايعترين انديشه و سخن و رفتار همان خواهد بود كه توماس هابس گفته است : انسان گرگ انسان . خداوندا ، تو شاهد باش كه هر وقت