روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ١٠٧٠ - روزشمار جنگ یکشنبه ٥ مهر ١٣٦٠٢٨ ذیقعده ١٤٠١ ٢٧ سپتامبر ١٩٨١
مسلحمان به صحنه بکشانیم. می بایست این تظاهرات با شرکت خود مردم صورت گیرد و ما به عنوان پیشتاز مسلح از مردم حمایت خواهیم کرد. ضرورت انقلاب ایجاب می کند که کشته ها زیاد باشد و درخت آزادی
خون می خواهد. شاید کشته ها به اندازه ٢٢ بهمن ٥٧ باشد و شاید بیشتر؛ ولی تعداد آن مهم نیست.
مردم کاملاً آماده قیام توده ای هستند. عملیات بزرگی مثل ٧ تیر [انفجار در ساختمان حزب جمهوری اسلامی] نشان داد که نظام ضربه پذیر است. پیکر نظام ظرف بلورینی است که شکسته شده و کافی است که یک ضربه دیگر به آن وارد آید تا ظرف ریز ریز شده و هر تکه اش از هم جدا و به گوشه ای پرتاب شود. شرایط اجتماعی و مردم مثل چاه آرتزینی است که فقط احتیاج به یک جرقّه دارد تا پوسته ها شکافته [شود و چاه] فوران کند: آن زمان دیگر هیچ چیز جلودار آن نخواهد بود.»
این درحالی است که بعدها مسعود رجوی در جمع بندی یک ساله خود با بیان اینکه از ابتدا می دانسته است الگوی تظاهرات بی نتیجه خواهد بود، تصریح می کند: «اما بااین همه علی رغم اینکه از سی ام خرداد به بعد برای ما روشن بود که آن الگو و سقوط شاه لااقل در این مقطع دیگر قابل تکرار نیست، ولی باز هم تست کردیم و آزمایش کردیم.»
سرانجام تعداد قابل توجهی هوادار مسلح، از سه نقطه مرکزی تهران[١] در ساعت ١٠:٣٠ صبح پنجم مهرماه ١٣٦٠، با شلیک تیر هوایی و آتش زدن تعدادی لاستیک اتومبیل و نیز اتوبوس های شرکت واحد، راه پیمایی را آغاز کردند. بدین ترتیب که افراد موتورسوار و گاه پیاده در گروه های مختلف با گردآوری هواداران و افراد حاضر در محل شروع به تظاهرات یا راه پیمایی می کردند. این افراد با شلیک رگبار هوایی و گاه با شلیک های مستقیم به افراد عبوری یا ساختمان های عمومی، بانک ها، مغازه ها، پاساژها و اتومبیل هایی که افراد با ظاهر مذهبی در آن نشسته بودند، با سردادن شعارهای تعیین شده، خطّ تظاهرات را پیش می بردند. به واحدهای عملیاتی دستور داده شده بود که «هرکس به هر شکل خواست جلوی تظاهرات را بگیرد، به رگبار ببندید و حتی اینکه از چه موضعی از تظاهرات جلوگیری می کند، فرقی ندارد. ... اگر نیروهای عملیاتی بتوانند از این تظاهرات، ٢ ساعت حفاظت بکنند، کار تمام است و نیروهای مردمی به ما می پیوندند و آتش زیر خاکستر، شعله ور می شود.» در بولتن یکی از انجمن های وابسته به سازمان، به نقل از یکی از شرکت کنندگان در حوادث ٥ مهر آمده است:
«رأس ساعت ١٠:٥ با تک تیرهای برادران، شروع تظاهرات اعلام شد. با آغاز تظاهرات، یک اتوبوس بنز خط١ به آتش کشیده شد. در ابتدا، باتوجه به اینکه مسافران از قصد رزمندگان اطلاع نداشتند، از پیاده شدن امتناع ورزیدند و راننده نیز با اتوبوس قصد فرار داشت که با خروش یکی از خواهران که قصد آتش زدن اتوبوس را داشت، مسافرین پیاده شدند و راننده نیز با پرتاب کوکتلی به درون اتوبوس، با سرعت پایین آمد. دراین میان، چادر یکی از مسافران که به دلیل بیماری نتوانسته بود اتوبوس را ترک کند، آتش گرفت. ... تعدادی از برادران به روی پشت بام سینما رادیو سیتی و ساختمان های اطراف آن رفته بودند و سنگر گرفته بودند. دو پاسدار که از دانشگاه [جامعة الصادق]^[٢] بیرون آمده بودند، توسط این برادران مغزشان به روی زمین ریخته شد.[٣]^^ در ادامه عملیات رزمندگان، تعدادی از خواهران به درون ساختمان های اطراف رفته و از آنجا تیراندازی می نمودند. تیراندازی تا ساعت ٣:١٥ ادامه داشت. ...»
تا رسیدن نیروهای مردمی و پاسداران گشتی سپاه و کمیته، گروهی از مردم عادی در کنار خیابان ها و کوچه ها جان باختند و عده ای نیز به بیمارستان ها منتقل شدند. با رسیدن نیروهای مردمی، دومین مقابله عمومی
[١] پل حافظ (تقاطع طالقانی)، حدفاصل چهارراه طالقانی و میدان ولی عصر و چهارراه جمهوری
[٢] ^ قرار بود در فضایی که در ضلع شمال غربی تقاطع خیابان ولی عصر و خیابان طالقانی (حدفاصل صبای شمالی و ولی عصر) واقع است، دانشگاه امام صادق ساخته شود و به همین دلیل در آن سال ها این مکان به "جامعة الصادق" معروف بود.
[٣] ^^ یکی از این افراد فرزاد رئیس زاده پاسدار و نفر دوم مهدی رجب بیگی فردی غیرنظامی و نویسندة عضو جهاد دانشگاهی بود.