روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٥٦٥ - روزشمار جنگ دوشنبه ٢ شهریور ١٣٦٠ ٢٣ شوال ١٤٠١ ٢٤ اوت ١٩٨١
حساب کنند، درصورتی که ما از اولی که در این امور و در این نهضت وارد شدیم، یکی از مسائل مهم ما این بود که اسرائیل باید از بین برود و آنها نمی توانند که یک همچو مطلب فاسدی را به کرسی بنشانند. لکن این برادرهایی که از خارج کشور آمده اند اینجا، بررسی کنند این مسائل را، ببینند که ما با سلاح اسرائیل می خواهیم جنگ بکنیم ما با سلاح ایمان جنگ می کنیم.»
امام خمینی در بخش دیگری از سخنانشان با اشاره به حمایت امریکا از اقدامات خرابکارانه سازمان مجاهدین خلق (منافقین) آن را گواهی بر دروغین بودن شعارهای ضدامپریالیستی این سازمان و برخوردارنبودن آن از پایگاه مردمی در کشور دانستند و از قوای مسلح و نیروهای شهربانی خواستند با تقویت خود با خرابکاری ها مقابله کنند. امام خمینی همچنین از هواداران و جوانان فریب خورده خواستند باتوجه به خیانت سرانشان به آغوش مردم و خانواده های خود بازگردند. ایشان در ادامه افزودند:
«و این گرفتاری های جزئی که در سطح کشور است و در بین شهرهاست و این دزدهایی که طرف داری آنها را امریکا می کند و اعلام می کند که باید امریکا طرف دار این منافقین باشد، اینها ان شاءالله، به زودی شرشان از ایران کنده بشود. و هیچ اینها قابل ذکر نیست؛ اینها یک دزدهایی هستند که گاهی یک جایی یک چیزی منفجر می کنند. کاری که یک دزدی می کند، اینها هم او را می کنند؛ هیاهوشان خیلی است، صحبت خیلی می کنند، ولی واقعیتی اینها ندارند. البته ما بسیار متأثریم از این جوان هایی که از اینها گول خورده اند و خودشان و عایله خودشان و زندگی خودشان را برای اینهایی که امریکا اعلام می کند که طرف داری از اینها لازم است، تباه می کنند.
ما برای این متأثر هستیم و از آنها باز می خواهیم که دست از این امریکایی هایی که با صورت های مختلف در کشور ما ظاهر می شوند و شده اند، بردارید و بیایید وارد اسلام بشوید که ضد هر قدرت فاسد است. اینها مدعی[اند،] از اول ادعای این را می کردند که ما مسلمان هستیم و برای اسلام کذا. و من هم از آن اول فهمیدم که دروغ می گویند و بعد هم [می گویند که] ما مخالف با امپریالیسم هستیم، مخالف با امریکا هستیم. این هم معلوم بود دروغش، لکن امریکا فاش کرد این مطلب را؛ اعلام کرد، کاخ سفید اعلام کرد که از این منافقین باید پشتیبانی کرد و این آدم هایی که می گفتند که ما مخالفیم با این کشورهای ستمگر، در کشورهای ستمگر رفته اند و با اسلام می خواهند مخالفت کنند، با ملت خودشان می خواهند مخالفت کنند، لکن اینها هیچ دیگر عنوانی ندارند در این کشور. حرف می زنند، مقاله می نویسند، لکن در اینجا هیچ جای پایی ندارند. اگر داشتند، اگر از این مملکت یک عشر راه هم می داشتند، می ماندند اینجا، لکن این طور نیست و اینها راهی دیگر برای اینکه بیایند در این کشور ندارند و همان جاها باید مقاله بنویسند و هیاهو بکنند و با ارباب های خودشان بست و بند کنند، به خیال اینکه کاری ازشان می آید، و کاری ازشان نمی آید.