روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٢٦٣ - روزشمار جنگ دوشنبه ١٢ مرداد ١٣٦٠ ٢ شوال ١٤٠١ ٣ اوت ١٩٨١
١
باوجود اعلام اعمال محدودیت در فعالیت های سیاسی ابوالحسن بنی صدر ازسوی دولت فرانسه و ممنوعیت مصاحبه با خبرنگاران، امروز، خبر و متن مصاحبه وی با نشریه اشپیگل در رسانه ها منتشر شد.
هرچند بنی صدر در این گفت وگو می کوشید سازمان مجاهدین خلق (منافقین) را دارای توان بالا برای سرنگونی نظام جلوه دهد، اما اعلام نتایج انتخاب رجایی به سمت ریاست جمهوری و عادی سازی امور اجرایی کشور و از سوی دیگر، انتشار اخبار چند عملیات موفق نظامی در جبهه ها، سبب شده است که وی سخنان متفاوتی درباره ارتش و امور داخلی ایران بر زبان آورد.
نکته دیگری که در این مصاحبه مشهود است، پذیرش اقدامات خرابکارانه و ترور توسط سازمان ازسوی بنی صدر است؛ امری که وی پیش از این درباره آن اظهار بی اطلاعی می کرد.
در ادامه بخش هایی از مصاحبه بنی صدر با نشریه آلمانی اشپیگل و بازتاب های آن آمده است.
«سؤال: بهشتی رئیس حزب جمهوری اسلامی و رئیس دیوان عالی کشور و روحانی قدرتمندی بود که در پشت پرده، رهبری امور را به عهده داشت. شما مایل به همکاری با وی نبودید؟
جواب: من از این عمل امتناع ورزیدم؛ برای من القابی چون رئیس جمهور و یا فرمانده کل قوا ارزشی ندارد. چیزی که برای من مهم است، عهده داری امور و جنگیدن به خاطر آزادی و استقلال است. اما امروز از استقلال ایران چه چیزی مانده است؟ ما درحال جنگ هستیم و اقتصاد ما به مراتب از زمان شاه وابسته تر گردید. همچنین، درزمینه تکنیک نیز ما از گذشته وابسته تر شده ایم. همچنین، درمورد آزادی نیز وضع ما از زمان شاه بدتر شده است. مطبوعات و آزادی عقیده وجود ندارد و اعدام های خشونت بار و زندان و شکنجه جزء کارهای روزمره شده اند.
سؤال: تمام این وقایع در زمانی که شما رئیس جمهور ایران بودید اتفاق افتاده.
جواب: من در چنین شرایطی نمی توانستم آرزوی ریاست جمهور بودن را بنمایم و یک روز مطلع شدم که [امام] خمینی مرا از مقام ریاست جمهوری و فرماندهی کل قوا معزول کرده است.
سؤال: اما شما نخواستید به سادگی این موضوع را بپذیرید؟
جواب: من تصمیم گرفته بودم کاری انجام ندهم. بنابراین به خانه نزد همسرم رفتم، که یک قربانی بی گناه بودم. در خانه، همسرم و دوستانم از من سؤال کردند که اکنون چه می خواهم بکنم؟ من در جواب گفتم که به سرنوشتم تن درمی دهم، می دانستم که این یک کودتا است، پس از آن، مجلس به عدم صلاحیت من رأی داده و سپس اعدام خواهم شد. اما همسرم به من گفت تو مقاومت خواهی کرد و دراین مورد اصرار ورزید. من به نصیحت او گوش دادم. تا آن لحظه، من اصلاً به مقاومت نیندیشیده بودم و بدون هیچ گونه آمادگی به مخفیگاه رفتم.
سؤال: آیا شما در انفجار بمبی که براثر آن ٧٢ نفر کشته شدند و در بین آنها ٢١ نماینده مجلس و دشمن خونی شما بهشتی وجود داشت، دست داشتید؟