روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ١٠٨ - روزشمار جنگ یکشنبه٤ مرداد ١٣٦٠ ٢٤ رمضان ١٤٠١ ٢٦ ژوئیه ١٩٨١
نماینده رسمی اتحاد جماهیر شوروی برای گفت وگو و "تماس مستقیم" با آنان معرفی کرد. سران دو سازمان، ابتدا تردید و دودلی نشان دادند [و گفتند]: «ما چنین پیشنهادی را نمی پذیریم؛ زیرا در شرایط فعلی، مقام های رژیم جدید ایران می توانند مسئله تماس های بین ما و شوروی را بهانه قرار دهند و ما را به عنوان بازوی سرخ مسکو به همه معرفی کنند!» بالاخره قرار شد که تماس های مورد نظر، به صورت غیرمستقیم در اروپا انجام گیرد.
در این ملاقات، هر دو گروه مجاهدین خلق و فداییان، از دولت شوروی، تقاضای ارسال فوری اسلحه داشتند، ولی فیسینکو به جای جواب، فقط به بیان این مطلب بسنده کرد که خواسته های آنان را به مسکو گزارش خواهد داد. مجاهدین خلق در این تماس، یک شماره تلفن مربوط به یکی از خانه های امن خود در تهران را به مأمور شوروی دادند تا درصورت نیاز فوری، بتوان با آنها تماس گرفت، ولی فداییان ترجیح دادند که این کار را نکنند و کار خود را زیاد به روس ها گره نزنند.
تماس مذکور در بعدازظهر ٢٥ بهمن (١٤ فوریه) صورت گرفت.
روابط کا.گ.ب. با سازمان به خوبی پیش می رفت و گسترش می یافت؛ زیرا پایگاه کا.گ.ب. در تهران، ازطریق فیسینکو، توانسته بود پس از مدتی رهبران سازمان را متقاعد کند که روس ها می توانند تماس های خود را با آنان به صورتی کاملاً محرمانه و با درنظرگرفتن کلیه جوانب احتیاط، به گونه ای برقرار کنند که مقام های رژیم جدید در ایران هرگز نتوانند به ارتباط ها پی ببرند. ازسوی سازمان نیز اطلاعات مهم و قابل توجهی دراختیار مقام های سفارت شوروی قرار می گرفت؛ ازجمله اخبار مهمی که به مقام های اطلاعاتی روسیة شوروی رسید، این بود که در جریان حمله به ارگان های رژیم شاه "آرشیو اسناد ساواک" دراختیار سازمان، قرار گرفته است.
وقتی این خبر را به مرکز منتقل کردیم، آنها بلافاصله از خود واکنش نشان دادند و طی تلگرامی از مسکو، خطاب به ما چنین نوشتند: «... بلادرنگ با مجاهدین تماس بگیرید و از آنها پرونده سرلشکر مقربی در ساواک را بخواهید...»
ماجرای سرلشکر مقربی، یکی از بزرگ ترین اشتباهات رزیدنسی کا.گ.ب. در تهران محسوب می شد و به همین جهت، زیاد هم حیرت انگیز نبود که مقام های مرکز در مسکو این چنین تشنه آگاهی از علل لورفتن سرلشکر مقربی باشند.
این درخواست روس ها نیز توسط سعادتی به سازمان منعکس [شد] و شخصی به نام اکبر طریقی - که از اعضای سازمان بود و در دادستانی انقلاب اسلامی کار می کرد - با استفاده از حکم دادستان انقلاب که به وی اجازه امانت گرفتن پرونده های مأمورین ضداطلاعات ارتش را داده بود، در تاریخ ٢٩/١/٥٨، به طور غیرمجاز اقدام به گرفتن پرونده مقربی می نماید و پرونده را دراختیار سازمان قرار می دهد.
در آن زمان، گنادی کازانکین رئیس شعبه جاسوسی سیاسی (PI) به عنوان رزیدنت کا.گ.ب. در ایران فعالیت می کرد. او با رسیدن تلگرام مسکو، درمورد پرونده سرلشکر مقربی،[١] اقدام به احضار فیسینکو کرد و با
[١] «در آذرماه ١٣٥٦ (دسامبر ١٩٧٧)، مطبوعات و رسانه های رسمی و نیمه رسمی ایران اعلام کردند که یک شبکه جاسوسی کا.گ.ب. در ایران کشف شد و سرلشکر احمد مقرّبی دستگیر و محاکمه گردید. با فاصله زمانی اندک، اعلام شد که یکی از مقامات وزارت آموزش وپرورش به نام علی نقی ربّانی نیز به همان اتهام دستگیر شد و مورد محاکمه قرار گرفت. در چهارم دی ماه ١٣٥٦ (٢٥ دسامبر ١٩٧٧)، مطبوعات رژیم [شاه] نوشتند:"... حکم اعدام دادگاه برای سرلشکر احمد مقرّبی، که به موجب رأی صادره از دادگاه تجدیدنظر به اعدام محکوم گردیده بود، در بامداد امروز اجرا گردید." سرلشکر مقرّبی، به جرم جاسوسی و دادن اسرار نظامی ایران به عمّال بیگانه، در دادگاه [نظامی] محکوم به اعدام شده بود. ربّانی نیز پس از تأیید حکم اعدام وی در دادگاه تجدیدنظر نظامی، در ٢٥ دی ماه ٥٦، اعدام شد. نحوه کشف ارتباط سرلشکر مقرّبی، که از بزرگ ترین پیروزی های ضدجاسوسی به شمار می رفت، همواره برای مقام های شوروی حالت معمّا داشته است. کوزیچکین درمورد سوابق مقرّبی می نویسد که "وی سی سال عامل کا.گ.ب. بود. از زمانی که افسری جوان بود، در سال ١٩٤٥ (١٣٢٤ خورشیدی) به خدمت این سازمان درآمد. او بهترین عامل رزیدنسی به حساب می آمد و اطلاعات محرمانه ای را که واقعاً برای اتحاد شوروی حائز اهمیت بود، دراختیار ما می گذاشت. در طی سال ها، ترقِّی بسیار کرد و مسئول خرید اسلحه از امریکا و دیگر کشورهای غربی ! " شد. ... دیگر جانشینی برای او یافت نمی شد؛ به این علت بدیهی است که مقرّبی تنها عامل رزیدنسی بود که می توانست اطلاعات مهمی عرضه بدارد. دیگران با او قابل مقایسه نبودند و عده شان هم بسیار اندک بود. با ازدست رفتن مقرّبی، در رزیدنسی یک خلأ اطلاعاتی پیدا شد؛ اضافه بر اینها، او عملاً همه افسران PI (جاسوسی سیاسی Politicnl Intelligcncc) را که در زمان های مختلف و در آن دوران طولانی همکاری با او کار کرده بودند، می شناخت."» (مؤسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی، سازمان مجاهدین خلق (پیدایی تا فرجام)، به کوشش جمعی از پژوهشگران، جلد دوم، تهران: مؤسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی، چاپ دوم ١٣٨٥، ص٤٢٢)