روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٧٠ - روزشمار جنگ جمعه٢ مرداد ١٣٦٠ ٢٢ رمضان ١٤٠١ ٢٤ ژوئیه ١٩٨١
بنی صدر دچار این اشتباه شده بود. در سنجش افکارش که درحقیقت، سنجش افکار مجاهدین خلق بود، گزارش هایی داده بود و برای اینها محبوبیت عظیمی درست کرده بود. ...
وقتی که مجلس شورای اسلامی رأی به بی کفایتی آقای بنی صدر داد، به نظر خودشان مناسب ترین زمان را انتخاب کردند. خیال کردند که آن یازده میلیون ناراحت اند و این نیروهای چریک هم در میدان هستند، نیروهای ما هم که در جبهه می جنگند، پس دست ما خالی است؛ همه چیز برای یک حرکت خونین آماده بود. براساس اطلاعاتی که به ما رسیده، آنها خیلی امیدوار بودند که همین روزها می آیند و [غالب می شوند.] درمورد ارتش، آقای بنی صدر شیوه ای اتخاذ کرده بود که خودش را حامی ارتش قلمداد می کرد و روحانیت و خط امام را مخالف ارتش. هر حرفی در مجلس گفته می شد، ایشان فوری می گفت که این بیچاره ها در میدان زحمت می کشند، شما (اینجا) اینها را چه می کنید؟ این کلمه برای لرزاندن دل ارتش و برای این بود که خودش را حامی نشان دهد و ما می دانیم که او نمی توانست حامی ارتش باشد. ارتش بعد از پیروزی انقلاب، شخصیت خودش را در سایه سربازانی که فرار کردند و تظاهراتی که به نفع انقلاب کردند و زود هم تسلیم شدند و زیاد به روی مردم آتش نگشودند، (در آن روزهای حساس تاحدی موقعیت خود را) تحکیم کرد. بعد از آن هم با حمایت بی دریغ امام مواجه شد که فرماندهی را به عهده گرفت و روزی را به نام ارتش اعلام کرد که ملت ریختند و به اینها گل دادند. حمایت بی دریغ روحانیت هم شامل حالشان بود که در مقابل شعار انحلال ارتش ایستادند و توی ذهن مخالفین زدند. حالا چطور شد که مجاهدین خلق و پیکاری ها که شعار انحلال ارتش می دادند و با آقای بنی صدر هم پیمان اند، حامی ارتش اند، اما نیروهای خط امام که ارتش را حفظ کردند، مخالف ارتش اند؟ آقای بنی صدر قیافه حامی ارتش، پلیس و حتی اشخاص اداری و تکنیسین ها را به خودش گرفته بود و با این شیوه ناصحیح می خواست این نیروها را از مردم و انقلاب جدا کند که بحمدالله شکست خورد ... آن روز که انقلابمان پیروز شد، نه فکر کمیته، جهاد و سپاه پاسداران بودیم، نه فکر این انجمن ها و حزب الله. هیچ به فکر این حرف ها نبودیم و سازماندهی نکرده بودیم. مردم در هر زمینه کمبودی احساس کردند، خودشان اقدام کردند. روزهای اول خود مردم ریختند و اسلحه ها را برداشتند. این تهران پنج میلیونی را روزهای اول انقلاب که پلیس نبود، حفظ کردند که آمار جنایات به پایین ترین حد خود در تاریخ تهران رسید و تا امروز همین طور است. اصلاً کی به فکر جهاد بود؟ چون احساس شد که روستاها مظلوم اند، نیاز دارند و پیکره اداری ما نمی تواند این بخش را تأمین کند، جهاد ابتکار شد و امروز نزدیک صد هزار جوان لایق، حزب اللهی، متدین، مخلص، بی حقوق یا با حقوق کم، در روستاها خدمت می کنند. جامعه ای که خودش از درون خودش نیرو تأمین می کند، این طور است. ارتش عراق اعتراف می کند که حضور مردم در