روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٤٠٧ - روزشمار جنگ پنجشنبه ٢٢ مرداد ١٣٦٠ ١٢ شوال ١٤٠١ ١٣ اوت ١٩٨١
برای گردش سوار کرده، به محض اینکه مقداری از ساحل جدا شدند، با هفت تیر وی را تهدید کردند و دستگاه مخابراتی یدک کش او را که با بندر در تماس بود، خاموش کردند و وی را مجبور کردند به نقطه ای در فاصله حدود ٤ الی ٥/٤ مایلی ساحل برود. این ناخدای اسپانیایی در گزارش خود افزود: "من وقتی به آنجا رسیدم، یک ناوچه که شمارة پی٢٣٢ روی آن نوشته شده و ملیتش برای من مشخص نبود را دیدم که چند نفر مسلح دست و پاهای تعداد دیگری را بسته بودند و روی کشتی خوابانده بودند و اینها یدک بر مرا هدایت کردند. کنار ناوچه پهلو گرفتم و اینها پیاده شدند و به من گفتند الآن تو می توانی بروی."» ناخدا افضلی افزود: «در همین احوال که این اتفاق روی ناوچه سوم می افتد، فاصله اش با دو ناوچه اول و دوم حدود ٣ مایل شده بود. آن دو ناوچه از این اتفاق اطلاعی نداشتند و ناوچه تبرزین نیز به دریانوردی خودش پس از این اتفاق ادامه می دهد و دنبال ناوچه ها می رود تا تقریباً وسط تنگه جبل الطارق. در این لحظه [فرمانده ناوچه] اعلام می کند که به علت خراب بودن موتور مجبور است که یک مقداری اینجا سرعتش را کم بکند و بایستد. شما به راهتان ادامه دهید، من به شما ملحق خواهم شد.»
ناخدا افضلی سپس ادامه داد: «پس از اینکه دو ناوچه اول به راهشان ادامه می دهند، پس از ٢٠ دقیقه، مکالمه مخابراتی قطع می شود. ناوچه فرماندهی به دومی دستور می دهد که او برای گشت و پیداکردن و اینکه چه شده برود. ناوچه دومی می رود و پس از نیم ساعت گشت زنی، از ناوچه سومی اطلاع به دست نمی آورد. دستور داده می شود که منطقه خارجی تنگه جبل الطارق را بچرخید و من هم در تنگه داخلی جبل الطارق گشت می زنم تا اگر اتفاقی برای آن افتاده است، پیدا بشود، ولی بازهم ناوچه تبرزین را پیدا نمی کنند. تصمیم می گیرند که به اولین بندر اسپانیولی نزدیک بشوند و در همین احوال، تعدادی کشتی، هلیکوپتر اسپانیولی را می بینند و به بندر که پهلو می گیرند، وقتی ماوقع را بیان می کنند، مقامات اسپانیا به آنها اطلاع می دهند که این ناوچه ربوده شده است.»
فرمانده نیروی دریایی افزود: «حدس زده می شود با تبانی یک عده معدودی از ٣١ نفر سرنشین ناوچه، در لحظاتی که تمام پرسنل ناو در اماکن ناوچه بوده اند؛ یعنی در اتاق فرمان و غیره بوده اند، یک عده ای حدود ٤ نفر موفق شده اند در اسلحه خانه را باز کنند و دیگران را زندانی کرده، دست و پایشان را ببندند که بعداً آن ١٤ نفر که به آنها ملحق می شوند، کادرشان را تکمیل می نمایند و این عمل کشتی ربایی را انجام می دهند.»[١]
ضمیمه گزارش٣١٧: جزئیات ربوده شدن هواپیمای فرند شیب ایرانی و فرود آن در عمان
یکی از خدمه هواپیما درباره نحوه ربوده شدن این هواپیما گفت: «از تهران به بندرعباس رفتیم و از آنجا پس از سوارکردن مسافر، به سوی چابهار، حرکت کردیم. پس از مدتی، متوجه شدم هواپیما تغییر مسیر داده و در سطح آب های خلیج فارس درحال پرواز است. بلافاصله وارد کابین خلبان شدم و از خلبان هواپیما توضیح خواستم که جواب داد: چون هواپیما نقص فنی پیدا کرده است، تغییر مسیر داده ایم. سپس سؤال کردم پس چرا در سطح آب پرواز می کند که پاسخ داد: چون هوا به زودی طوفانی می شود، در سطح آب پرواز می کنیم.» وی ادامه داد: «به داخل هواپیما بازگشتم و جریان را برای مسافران هواپیما که نگران این وضع بودند بازگو کردم. پس از مدتی نگرانی من بیشتر شد، چون دیدم هواپیما به سوی ضلع پایین خلیج فارس در حرکت است. مجدداً به داخل کابین خلبان رفتم و از او توضیح بیشتری خواستم که با اسلحه کمری تهدید کرد که کاری به پرواز هواپیما نداشته باشم و به قسمت عقب هواپیما بازگردم.» وی افزود: «نزد بقیه مسافران بازگشتم و گفتم که خلبان هواپیما با اسلحه تهدید کرده است. من خودم یک کلت داشتم و خواستم از آن استفاده کنم و هواپیما را بازگردانم، اما چون ممکن بود براثر تیراندازی به مسافران هواپیما آسیب برسد و هواپیما نیز از بین برود، الزاماً کاری نکردیم و منتظر شدیم. پس از مدتی، هواپیما وارد فرودگاه مسقط در کشور عمان شد و پس از چند بار پرواز در اطراف باند، سرانجام اجازه فرود دادند و هواپیما به زمین نشست.»
وی در پایان گفت: «بلافاصله از مقامات عمان تقاضای بازگشت کردیم و پس از چند روز، سرانجام با این هواپیما به ایران بازگشتیم.» گفتنی است که ٢ نفر از خدمه هواپیما از رژیم عمان تقاضای پناهندگی کردند که یکی از آنها خلبان هواپیما می باشد.[٢]
[١] روزنامه اطلاعات، ٢٦/٥/١٣٦٠، صص ١ و ١٩.
[٢] روزنامه اطلاعات، ٢٦/٥/١٣٦٠، صص ١ و ١٩.