روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٦٤٦ - روزشمار جنگ یکشنبه ٨ شهریور ١٣٦٠ ٢٩ شوال ١٤٠١ ٣٠ اوت ١٩٨١
اتاق حضور داشته و خراش های سطحی برداشته بودند، خود از اتاق بیرون آمدند.»
سرهنگ کتیبه رئیس اداره دوم ارتش نیز که از حاضران در این جلسه بوده است، آن لحظات را چنین توصیف کرد: «جلسه ساعت ٣ بعدازظهر، در دفتر کنفرانس نخست وزیری تشکیل شد. شهید رجایی جلسه را با سوره والعصر شروع کردند. در جلسات شورای امنیت معمولاً مسئولین گزارشات وقایع هفتگی خود را عنوان می کنند. در همین لحظات که بحث و گفت وگو در جلسه ادامه داشت، من ناگهان احساس کردم همین طورکه روی صندلی نشسته بودم بی اراده سر پا ایستاده و تمام صورتم و مخصوصاً پیشانی ام به شدت می سوزد، مثل اینکه باروت یا بنزین روی صورت و سرم ریخته باشند. پیشانی ام به شدت می سوخت و آتش از سر و رویم بالا می رفت. چشمم را باز کردم دیدم اتاق را دود قهوه ای رنگ غلیظی پوشانده و اتاق تاریک است. آن میز بزرگی که میز کنفرانس بود مثل اینکه ذوب شده و در زمین فرورفته بود. مسئله ای که برای من اهمیت دارد، شدت انفجار بود که ما صدای آن را در آن لحظه نشنیدیم پرده های گوش افرادی که آنجا بودند تمام پاره شده بود.»[١]
روزنامه اطلاعات هم به نقل از خبرنگاران خود درباره این حادثه نوشته است: «خبرنگار ما در تماس با دفتر فرماندهی آتش نشانی درمورد این حادثه جویا شد. فرمانده کشیک آتش نشانی دراین زمینه اظهار داشت: "در ساعت ٣:١٥ دقیقه به آتش نشانی اطلاع داده شد که انفجاری در ساختمان نخست وزیری رخ داده است. بلافاصله اکیپ های یک، دو، سه، چهار، پنج، هشت، ده، یازده، سیزده، چهارده، هجده، نوزده و همچنین امدادگران نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران و اورژانس های تهران و سپاه و کمیته ها و شهربانی و نیروی هوایی در محل حاضر شدند و پس از ٣ ساعت تلاش مداوم، موفق شدند حریق را مهار کنند. از طرف دیگر، گروه امدادگران پس از اطفای حریق مجروحینی را که در زیر آوار مانده بودند از زیر آوار بیرون کشیدند و بلافاصله به اورژانس ها و بیمارستان های مختلف انتقال دادند. ضمناً تعدادی جنازه سوخته نیز از محل فاجعه توسط امدادگران از زیر آوار بیرون کشیده شدند."
خبرنگار سیاسی روزنامه اطلاعات که دقایقی بعد از وقوع حادثه انفجار بمب در نخست وزیری خود را به محل حادثه رساند نتیجه مشاهداتش را چنین گزارش داد: "وقتی با مشکلات فراوان نزدیک در ورودی نخست وزیری رسیدم، آتش سوزی تازه خاموش شده بود، هنوز دود ناشی از آتش سوزی از ساختمان نخست وزیری به هوا زبانه می کشید. مأموران آتش نشانی با جنب وجوش زیادی به اطراف می دویدند. تمام شیشه های ساختمان نخست وزیری بدون استثنا خرد شده بود. قسمتی از طبقه دوم ساختمان نخست وزیری که در خیابان پاستور واقع است، براثر انفجار و آتش سوزی ناشی از آن، در هم کوبیده شده و به خیابان ریخته بود."
یکی دیگر از خبرنگاران ما گزارش داد: "رئیس جمهور و نخست وزیر شهید ما دیروز به همراه ١٠ تن دیگر از همکارانشان در جلسه ای در ساختمان مرکزی نخست وزیری شرکت کرده بودند که براثر انفجار بمبی که به دست ناپاک عوامل امریکا کار گذاشته شده بود محل برگزاری جلسه منفجر شد. براثر این انفجار ٣ تن شهید و ٩ نفر دیگر مجروح شدند.
اجساد شهدای این فاجعه به صورتی سوخته بود که به هیچ وجه شناسایی آنها ممکن نبود. از سوی دیگر، در میان زخمی های این حادثه اثری از برادران رجایی و باهنر به چشم نمی خورد و بدین ترتیب حدس زده می شد که ٢ جسد از ٣ جسد به دست آمده متعلق به رئیس جمهور و نخست وزیر باشد. بالاخره در آخرین ساعت شب پیکرهای پاک قربانیان حادثه ٨ شهریور از روی علاماتی که در دندان های هرکدام از آنها وجود داشت شناسایی شدند. هنوز از هویت صاحب سومین جسد اطلاعی در دست نیست، اما احتمال داده می شود مربوط به یکی از برادران سپاهی باشد که در جلسه شورای امنیت شرکت کرده بود."
یکی از مأموران شهربانی که همیشه پشت در اتاق جلسات مهم مملکتی حضور دارد گفت: مثل همیشه پشت در اتاق درحال قدم زدن بودم که ناگهان صدای انفجار از داخل اتاق کنفرانس به گوش رسید و تمام ساختمان نخست وزیری را تکان داد در اتاق را باز کردم دود و آتش در اتاق فضا را تاریک کرده بود و گردوغبار هم به این تاریکی کمک کرده بود. منتظر بودم تا ببینم چه کسی از اتاق خارج می شود، اولین کسی که از اتاق خارج شد یک سرهنگ ارتش بود که گویا زخمی شده بود و از اتاق به بیرون دوید. بقیه نیز یک یک اتاق را ترک کردند و به زودی زخمی ها را نیز تخلیه کردیم. در این زمان بود که آتش دیگر به بیرون زبانه می کشید. مجبور شدیم به بیرون راه بیابیم، اما گویی همه درها بسته شده بود تا بالاخره به کمک برادران پاسدار به بیرون آمدیم.»[٢]
[١] سازمان مجاهدین خلق؛ پیدایی تا فرجام (١٣٨٤ - ١٣٤٤)، پیشین، صص٦٢٨ و ٦٢٩.
[٢] روزنامه اطلاعات، ٩/٦/١٣٦٠، ص٢.